تبلیغات
ما آخرالزمانیها - مطالب ۷۶۷
سه شنبه 28 اسفند 1386

سال نو مبارک

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :عمومی ،

 هفت سین قرآنی

سلام على ابراهیم  سوره صافات آیه ۱۰۸

سلام قولا من رب رحیم  سوره یس آیه ۵۸

سلام على آل یاسین  سوره صافت آیه ۱۲۹
سلام هی حتى مطلع الفجر سوره قدر آیه
 ۶

سلام على نوح فی العالمین  سوره صافات آیه ۷۹

سلام على موسى و هرون  سوره صافات آیه ۱۱۹

سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین  سوره الزمر آیه ۷۳

 

با تبریک سال نو به همه دوستان وبلاگی  ان شاء الله سال ۱۳۸۷ ُسالی سرشار از آرامش ، سلامتی و موفقیت برای همه عزیزان  در پناه عنایات حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  باشد . به امید ظهور حضرت صاجب الزمان در سال جدید ان شاء الله


پنجشنبه 27 دی 1386

یا ابا عبد الله ...

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :بیاد دارید یا ابا عبد الله ،

یادتون میاد وقتی برای بار اول وارد حرم شریفتون شدم چه حالی داشتم . یادتون میاد چه صحنه زیبایی رو جلوی چشمم اوردید.  احساس می کردم می خواستید با همون حرم قشنگ و با اون بدن پر از جراحت  به خدا می گید : خدایا، جون من عزیزترین و پر بها ترین چیزی بود که داشتم . تقدیمش می کنم به تو .... نه این خیلی کمه. خدایا ببین این هم علی اکبرمه پسر بزرگم ... پسردلبندم .... همونی که خیلی شبیه رسولت محمد مصطفی بود ... اینم تقدیم تو ای خدای بزرگ من ....

 نه برای پرورد گارم باید بیشتر از این هدیه کنم .... خدایا این هم علی کوچولوی نازنین من .... پسر شش ماه ام هم تقدیم شما .... اما نه ... من به خدای خودم آنقدر عشق می ورزم که هر چه دارم فدای او .... خدایا آنطرفتر حبیب بن مظاهر ... قبر پاکش کمی دورتر از مرقد من .... او هم فدایی تو ...

ای وای که خدا عاشقی بزرگتر از حسین نداشت و ندارد ...

 باز هم چشم می چرخانم و این بار 72 عاشق دیگر ... آنها هم هدیه های حسینند تقدیم به درگاه خدا .... انگار حسین تا قیام قیامت با صدای بلند فریاد می زند ... خدایا شاهد باش که من هر چه داشتم تقدیم تو کردم . اینها همه دارایی من بود .... اینها عزیزترین عزیزان من بودند .... خدایا اگر عزیز دیگری هم داشتم تقدیم تو می کردم .... انگار حرم و در و دیوار صحن و سرای حسین مرتب این جمله را فریاد می زنند که ما همه هدیه های حسینیم تقدیم به پیشگاه خدای بزرگ و بلند مرتبه .....

تو گویی حسین ، همه جهان و جهانیان را شاهد گرفته تا به یگانه معبودش بگوید : خدای مهربان و بزرگ من ، این مکانی که من و فرزندان و یارانم  در آن جای گرفته ام هدیه بزرگیست به مقام اولوهیت تو .... خونهای من و عزیزانم پیشکش تو ای معبود و معشوق یگانه من......

در حرم حسین که حضور داری انگار همه این مکان شریف را هدیه ای به خدا می بینی و انگار مرتب این جمله از جانب حسین در گوش جانت طنین انداز می شود که

خدایا اگر هزار بار در این دنیا می مردیم و زنده می شدیم باز با ارزشترین داراییهای خود را به پیشگاه تو ای خدای بزرگ تقدیم می کردیم.....


سه شنبه 25 دی 1386

بین الحرمینت از بهشت خدا سره بخدا....

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :عمومی ،

وقتی از سفر عتبات عالیات برگشتم مهمترین جمله ای که به دوستام می

گفتم این بود که اگه بین الحرمین رو نبینید نصف عمرتون به هدر رفته ..... واقعا هم اینو از ته دل می گفتم . وقتی برای اولین بار خودم رو در بین الحرمین دیدم به آرا مشی رسیدم که وصف کردنش برای اونهایی که اونجا رو ندیدند  خیلی سخته . آدم احساس می کنه داره جایی قدم میزنه که بزرگانی مثل حسین و عباس و اکبر در اون تیکه  زمین  زیباترین صحنه های  معاشقه با خدای خودشون رو آفریدند. بار اولی که وارد بین الحرمین شدم از اون زمین خجالت می کشیدم چون فکر می کردم لیاقت پاگذاشتن روی اون زمین مقدس رو ندارم . اما مدتی که گذشت آخ که چه لذتی رو حس کردم . وقتی آدم تو بین الحرمین قدم میزنه دیگه هیچی از خدا نمی خواد  ، دیگه هیچ آرزویی نداره ، دیگه هیچ دعای مستجاب نشده ای نداره . مثل بچه ها هی از این سر بین الحرمین به سر دیگه می رفتم . یه طرف بارگاه  آقای بزرگوارم حسین و سمت دیگر هم عباس علمدار همچنان نگاهبان صحن و بارگاه ملکوتی برادر بزرگوارشون . از قدم زدن سیر نمی شدم . از خدا هیچی نمی خواستم . فقط خدا رو شکر می کردم که به من اجازه ورود به چنین مکانی رو داد . شاید باور نکنید ولی برعکس تصور خیلیها که ممکنه  فکر  کنند بین الحرمین یه مکانی پر از غم و اندوهه اما من می خوام بگم بین الحرمین به آدم ارامش میده . شاید برای همین میگن بین الحرمین امام حسین از بهشت خدا سره . این هم فقط حرف دل من نبود . همه همسفرهام همین رو می گفتند . نمی دونم ولی شاید علتش این باشه که ادم وقتی تو خونه ولایت پا می ذاره انگار تو خونه خودشه و به آرامش و راحتی می رسه . تو این میدون بزرگ و با صفا دلمون می خواست مرتب قدم بزنیم و به صحن و سرای دو  برادر بزرگوار نظر کنیم .... اهل بیت ما خانواده کرامت و رحمتند . نمی خوان مهمونهاشون کو چکترین ناراحتی داشته باشند و من اینو با تمام وجودم در بین الحرمین حس کردم .

یا با عبد الله....

کاش می شد یه بار دیگه بهم اجازه بدین تو بین الحرمینتون قدم بزنم . کاش بهم اجازه بدین یه بار دیگه شبهای قشنگ و با صفای بین الحرمین رو ببینم . کاش می شد یه بار دیگه هی تو بین الحرمین، بین دو حرم با صفا قدم بزنم و خدا رو به خاطر نعمت بزرگش شکر کنم . کاش می شد دوباره هوای با صفای بین الحرمین رو استنشاق کنم و به اون حالتی برسم که جز خدا و اهل بیت چیز دیگه ای تو این دنیا نخوام .........دوستت دارم حسین من


یکشنبه 23 دی 1386

فطرس

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :فطرس فرشته ای که به برکت وجود امام حسین نجات یافت ،

فطرس فرشته ای که به برکت وجود امام حسین نجات یافت

از اینکه در زیر گنبد مطهر ابا عبد الله نماز زیارت می خواندم احساس شادی زاید الوصفی داشتم. تصمیم گرفته بودم حال که افتخار زیارت اباعبد الله نصیبم شده است تا می توانم برای اموات و ملتمسین دعا نماز بخوانم و آنها را نیز در این فیض بزرگ شریک کنم .   ساعت حدود 3 بعد از ظهر بود ، حرم حضرت تقریبا خلوت بود و خیلی از زائران برای استراحت بعد از ظهر به مکانهای اقامت خود رفته بودند.

در رکعت دوم نماز بودم که ناگاه صدای گوشنوازی به گوشم رسید ، به نظرم آمد که جمعیتی حدود چهار صد یا پانصد نفر بانوی  جوان به حرم آمده اند و با صدای موزون و سوزناکی گریه می کنند.گوشنوازی این صدا از این جهت بود که صدای گریه و شیون این بانوان همچون یک قطعه موسیقی ، موزون و هماهنگ بود و سوزناکی آن از این جهت که صدای این بانوان به گونه ا ی غمناک بود که گویا همین لحظه عزیزی را از دست داده بودند ، اگر چه مشغول نماز بودم اما این صدای عجیب توجهم را بشدت به خود مشغول کرد ،با خود می گفتم این کاروان چه کاروانی است که اینگونه موزون و سوزناک برای حضرت ابا عبد الله اشک می ریزد ، لحظه شماری می کردم تا پس از اتمام نماز  این کاروانیان و گریه های سوزناکشان را ببینم و با انها همنوا شوم ، وقتی نمازم به پایان رسید به سرعت به اطراف نگاه کردم ، هر چه گشتم جز همان چند نفری که در اطراف ضریح بودند کس دیگری را ندیدم ولی باز آن صدا به گوشم می رسید ،نمی دانستم چه پاسخی به این پرسش درونیم بدهم ؟این صدا از کجا بود ؟ این بانوان چگونه با این صدای روحنواز و به صورتی زیبا و هماهنگ گریه می کردند؟ چرا من این صدا را می شنیدم اما صاحبان صدا را نمی دیدم ،هر چه فکر کردم چیزی به ذهنم نرسید . در افکار خود غرق بودم که ناگاه نکته ای به ذهنم جرقه زد ، شنیده بودم که فرشتگان عالم ملکوت پس از به شهادت رسیدن امام حسین و یاران وفادارش در اطراف مضجع شریف آن  حضرت به عزاداری پرداخته اند  وهمچنان  تا قیامت برای ابا عبدالله به عزاداری مشغول خواهند بود. از حرم امام حسین خارج شدم و لی آن صدا  همچنان در گوشم طنین انداز بود.

پس از بازگشت از سفر عتبات عالیات ، تا مدتها ،حتی زمانی که به خواب می رفتم  آن صدای زیبا را می شنیدم و خاطرات زیبای سفر به کربلای معلی در ذهن و جانم زنده می شد ، تا اینکه یک روز بر حسب اتفاق ، کتابی در باره واقعه کربلا بدستم رسید که در آن در باره یکی از فرشتگان مقرب خداوند مطالبی نوشته شده بود ،

خلا صه آن داستان این بود که.........

زمانی كه جبرئیل  امین برای ابلاغ پیامی به محضر مبارک 

 رسول اکرم(ص) به زمین فرود می آمد در بین راه فرشته‌ای

را می بیند كه بر روی زمین ناله و فریاد می‌كند.

جبرئیل به آن فرشته كه نامش فطرس بود نزدیک شده و از

او می پرسد: ای فطرس، برای چه این گونه ناله و فریاد می

کنی؟ فطرس می گوید: ای جبرئیل امین، خداوند مرا به

كاری امر كرد؛  اما من سرپیچی نمودم و بال و پرم اینگونه

که میبینی سوخت .

فطرس از جبرئیل می پرسد: شما كجا می‌روید؟

جبرئیل می گوید: به خدمت رسول خدا(ص) می‌روم. فطرس

 ناله‌ای زده و می گوید: اگر امكان دارد مرا هم با خود به 

 خدمت حضرت رسول(ص) ببرید. تا شاید آن حضرت در حق

 من دعا كند و بال و پرم به حالت اول بازگردد. جبرئیل هم

پذیرفته و  فطرس فرشته را با خود به خدمت آن حضرت می برد.

جبرئیل و فطرس فرشته زمانی به محضر پیامبر می رسند

که امام حسین (ع)  نیزدر كنار پیامبر(ص)مشغول بازی بود.

 پیامبر از ماجرای فطرس با خبر می شود  و به او می

فرماید: ای فطرس، جلو بیا و بال و پر  خود را به  بدن

حسین(ع) بمال.

 فطرس بدن خود را به بدن امام حسین(ع)می  مالد و در

همان موقع بال و پر فطرس باز شده و پرواز می کند و به

 

مقام و مكان خود در آسمان باز می گردد.

زمانی می گذرد و واقعه جانسوز کربلا رخ می دهد . زمانی

که فطرس از واقعه کربلا مطلع می شود به خداوند عرض

می کند: خدایا ، ای كاش زودتر

 از این واقعه خبر دار می‌شدم و با فرشتگان دیگر به یاری

حسین و یارانش  می  شتافتم  .از سوی خداوند  خطاب

می رسد كه: ای فطرس به همراه  هفتاد هزار فرشته ای

كه در معیت تواند به زمین  بروید و در جوار مرقد حسین 

 معتکف  شوید و در سوگ مصیبت او اشک بریزید. فطرس

به همراه دیگر  فرشتگان دیگر به سرزمین كربلا فرود می

آید و به آن چه كه خداوند به او امر فرموده بود  تا روز جزا در

سوگ حسین و یاران با وفایش عاشقانه اشک می ریزد.......

 


پنجشنبه 20 دی 1386

کجایید بچه های عاشق حسین ؟

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :عمومی ،

کجایید بچه های عاشق حسین ؟

یک هفته است که بدلیل بارش برف و سردی هوا مدارس تعطیل شده . دلم واسه شاگردای با صفام تنگ شده . بخصوص الان که محرم عزیز هم از راه رسیده حتما یه هفت هشت ده بیتی از اشعارشون رو در باره امام حسین بهم می دادند تا تو سایت مدرسه قرار بدم . قربون امام حسین برم . قربون خود خدا که عشق امام حسین رو از کودکی تو دل بچه شیعه ها قرار میده . کجایی سید میثم ، کجایی مهرداد ، محمد حسین ، سجاد ، امیر حسن ، امیر حسین ، دلم واسه شعرهای قشنگ اهل بیتی شما تنگ شده . قربون صفاتون که چقدر به صفای دل شیعه های مخلص اهل بیت رسول الله نزدیکه .... خدایا ما رو از شیعه های با صفای حسین قرار بده ان شاء الله ....

 کشته شد اکبر لب تشنه ات ریختند خون گلوی اصغرت

 بخشی از سروده محمد حسین حسین زاده


یکشنبه 9 دی 1386

عید سعید غدیر مبارک

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :عمومی ،


چهارشنبه 28 آذر 1386

عید سعید قربان مبارک

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :عمومی ،


دوشنبه 26 آذر 1386

شهادت اما م باقر علیه السلام تسلیت باد ....

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :عمومی ،

شهادت امام پنجم شیعیان جهان ، حضرت باقرالعلوم

بر شیعیان آن حضرت تسلیت باد


شنبه 24 آذر 1386

خدا خیرت دهد استاد...

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :عمومی ،

یه پست جدید در وبلاگ حرف دل با موضوع

خدا خیرت دهد استاد


چهارشنبه 21 آذر 1386

مبارک باد

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :عمومی ،

سالروز پیوند آسمانی

 حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و امام علی علیه السلام

 مبارک باد


یکشنبه 18 آذر 1386

شب شهادت امام جواد تسلیت باد

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :عمومی ،

سال پیش در چنین شبی ، شب شهادت امام جواد علیه السلام در حرم با صفای ابا عبد الله اشک می ریختیم و روضه جواد الائمه را زمزمه می کردیم . حسرت و غم ما از ان رو بود که در سرزمین عراق  حضور داشتیم اما توفیق زیارت حرم امام جواد و جد بزرگوارشان امام موسی کاظم را پیدا نکرده بودیم . حسرت ما زمانی بیشتر شد که شنیدیم چند نفر از  زائران کاروانی دیگر مخفیانه به زیارت آن دو امام بزر گوار نائل شده اند و برای ما چیزی جز حسرت و آه باقی نماند .

یا جواد الائمه  از خدا بخواهید توفیق زیارت حرم شریف شما و جد بزرگوارتان را

به من حقیر و همه عاشقان مقام شما عنایت فرماید . ان شاء الله


پنجشنبه 8 آذر 1386

شما بودید چه پاسخی می دادید ؟

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :عمومی ،

یه پست جدید در وبلاگ حرف دل

.


چهارشنبه 7 آذر 1386

پیشگوییهای آخرالزمانی

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :پیشگوییهای آخرالزمانی ،

مطالب زیر در باره پیشگوییهای نوسترادانوس به نظرم اومد جاداره که برای چندمین بار مرور بشه ....

هنگامى كه پل ترنر (Paul Turner) تهیه كننده معروف استرالیایى در طى برنامه‏اى ماهواره‏اى تحت عنوان: نوستر آداموس: مردى كه فردا را پیش‏بینى مى‏كند. خطر روزافزون ایران وانقلاب اسلامى ایران براى غرب و تمدن غربى مطرح كرد و در طى این برنامه تمام آنچه را كه نوسترآداموس در بیش از 390 سال پیش از آن تاریخ »آگوست 1989م« پیشگوئى كرده بود منتسب به ایران كرد؛ هیچ سیاستمدارى حرف وى را چندان جدى نگرفت؛ چرا كه موقعیت ایران در سال 1989، نه تنها به هیچ وجه مناسب نبود؛ بلكه به واسطه جنگ تحمیلى و عواقب ناشى از آن و تحریمهاى شدید اقتصادى بسیار شكننده و حساس بود.

لیكن پس از به واقعیت پیوستن واقعه یازدهم سپتامبر در آمریكا كه اتفاقاً در فیلم به صراحت به آن اشاره مى‏شود (وقوع دو انفجار مهیب و عظیم در New City) همگان شگفت‏زده و نگران شدند؛ به نحوى كه رئیس‏جمهور نه چندان باهوش آمریكا، پس از وقوع این حادثه به تبعیت از نوسترآداموس، ایران را هم یكى از »محورهاى شرارت« در جهان معرفى كرد و از این طریق بر وحشت و ترس عمیق هیأت حاكمه آمریكا از ایران صحّه گذاشت.

در این مقاله سعى نگارنده بر آن نیست كه بر پیشگوئیهاى نوسترآداموس صحّه بگذارد یا از آن دفاع كند و یا به هر طریق ممكن آن را خزعبلاتى هذیان‏گونه جلوه دهد؛ بلكه حداكثر كوشش نگارنده بر آن است كه دیدگاه غرب و تمدن غربى نسبت به پیشگوئیهاى شگفت‏آور نوسترآداموس را مورد بررسى و مداقه قرار داده و این پیشگوئیها را كه اغلب درباره ایران یا كشورهاى اسلامى بوده؛ مورد بررسى قرار دهد.

 البته بایستى در نظر گرفت كه بدون شناخت این پیشگوى كبیر نمى‏توان حساسیتهاى انسان غربى نسبت به انسان شرقى را شناخت؛ چرا كه اغلب سیاستمداران و متفكران غربى عمیقاً به ستاره‏شناسى، طالع‏بینى و آینده‏نگرى همراه با ادبیات رمزى (Occult) معتقدند و حتى نظریه‏پرداز معروف هاروارد؛ یعنى ساموئل هانتینگتون نیز تئورى برخورد تمدنها The clash of) (civilizations را از نوسترآداموس به عاریت گرفته است.

پیشگویى نوسترآداموس درباره واقعه یازدهم سپتامبر و تأثیر شگرفى كه بر نگرش و فرهنگ آمریكایى گذاشت مى‏تواند منجر به تحولى اساسى نسبت به دیدگاه غرب درباره انقلاب اسلامى ایران شود، همانكه نباید به سادگى از كنار آن گذشت.

  «... آسمان، در چهل و پنج درجه (مختصات جغرافیایى نیویورك؟!) خواهد سوخت، آتش به شهر جدید (New City)، نزدیك مى‏شود.»

جالب‏ترین نكته در مورد پیشگوئیهاى نوسترآداموس آن است كه وى به ندرت نام كشورى را به صراحت و آشكارا ذكر مى‏كند، حال آنكه در مورد ایران (Parsia) به صراحت عنوان مى‏كند كه ایران، جهان را تسخیر خواهد كرد:«ایران از طریق آناتولى، فرانسه و ایتالیا را فتح خواهد كرد و بالاخره ایران باعث وقوع جنگ جهانى سوم خواهد شد.»
 بنابراین، در گام نخست بایستى نوسترآداموس را بیشتر و بهتر بشناسیم و راز و رمز تأثیرگذارى وى بر تمدن غربى را از این طریق دریابیم.

میشل دونوسترادام Michel) (De Nostradame كه بیشتر با نام لاتین خود؛ یعنى نوسترآداموس (Nostr Adamus) شناخته شده است؛ در روز چهاردهم دسامبر سال 1503 م. در ناحیه سن رمى فرانسه متولد شد.

خانواده وى از شجره پزشكى یهودى و ایتالیایى الاصل بود. پدر بزرگ وى در شكل‏گیرى و تربیت نوسترآداموس نقش اساسى داشته و آموزه‏هاى اشراقى مكتب كابالیست‏ها را مستقیماً به وى تعلیم داده است.

 نوسترآداموس در سن 22 سالگى از دانشگاه بسیار معتبر آن روزگار فرانسه، یعنى "مون‏پلیه" در رشته پزشكى فارغ‏التحصیل شد و براى نجات بیماران از بیمارى مرگ سیاه یا طاعون، بلافاصله مشغول به كار شد.
 شاوینى، پیرو و مفسر معروف نوسترآداموس مى‏نویسد كه وى سه سال تمام بر روى نخستین اشعار وحى‏آمیز خود كه از آینده و رویدادهاى آن خبر مى‏آورد كاركرد و در سال 1555م. دفترى را - كه در بر گیرنده بیش از سیصد پیشگویى شعرگونه بود - به پسرش سزار هدیه كرد.

 سپس در سالهاى بعد مجموعه كاملى از شعرواره‏هاى نوسترآداموس در 1000 قطعه؛ یعنى 10 سانتورى كه هر سانتورى مشتمل بر 100 قطعه بود، را منتشر شد.

نوسترآداموس بر خلاف شایعات واهى و عبثى كه پیرامون شیطان‏پرستى و خداستیزى به وى نسبت داده‏اند، فردى عمیقاً مؤمن و پاى‏بند به مذهب كاتولیك به بود و در نامه‏اى به پسرش صریحاً متذكر مى‏شود كه:
«... و از زمانى كه اراده ذات خداوند متعال بر این قرار گرفته كه تو فقط در نور طبیعى و در این نقطه زمین به دنیا بیایى... از آنجایى كه برایم ممكن نیست نوشته‏اى را به صورت رسمى و كامل برایت به ارث بگذارم؛ چون بر اثر بى‏عدالتى و گذشت زمان نابود خواهد شد...؛ چون كه همه چیز تحت اختیار و سلطه قادر متعال و خداوند یكتا قرار دارد.»
 
در واقع او با این عبارات، صریحاً اشاره به عدم اصالت ادبیات رمزى علم اخترشناسى و طالع‏بینى نموده است و همه اراده‏ها را موكول به خواست و اراده خداوند متعال مى‏نماید.

بررسى پیشگوئیهاى نوسترآداموس درباره "جهانى شدن انقلاب اسلامى ایران"

«شاهزاده عرب، مریخ، خورشید، ناهید، شیر، حكومت كلیسا را از طریق دریا از پاى در خواهد آورد، از جانب ایران (پرشیا) بیش از یك میلیون پرهیزگار به بیزانس و مصر، به سوى شمال هجوم خواهند آورد.»

«از كشور عربى خوشبخت (در منطقه غنى و ثروتمند اعراب) شخصى قدرتمند و مسلط بر شریعت [حضرت] محمد(ص) زاده خواهد شد، اسپانیا را به دردسر انداخته و بر گرانادا (غرناطه) مستولى مى‏شود. از طریق دریا بر مردم نیكوزیا ظفر خواهد یافت.»
«مرد مشرقى از محل استقرار خویش خارج خواهد شد، براى دیدار فرانسه از كوه آپونین خواهد گذشت، از فراز آسمان، از برف‏ها، دریاها و كوهها گذر خواهد كرد و همگان را با عصایش مضروب خواهد كرد...»

ادبیات رمزآلود، واژه‏اى است كه به بهترین نحو مى‏تواند عمق معانى شعرواره‏هاى نوسترآداموس را بیان كند؛ چرا كه طبق نظر اغلب مفسران معروف نوسترآداموس؛ یعنى اریكاچیتهام، گى بوحك و ژان شارل دو فن برون، حداقل وقایع ذیل را مى‏توان بدون هیچ شك و تردیدى از میان شعرواره‏هاى رمز آلود نوسترآداموس بر شمرد:

آتش‏سوزى بزرگ لندن در سال 1666م. اعدام چارلز اول، روى كارآمدن حكومت مذهبى كرامول در انگلستان، وقوع انقلاب فرانسه، انقلاب روسیه، رویارویى استالین و تروتسكى پس از مرگ لنین، اضمحلال رژیم شوروى، اعدام لویى شانزدهم و مارى آنتوانت، به قدرت رسیدن ناپلئون و انتخاب لقب امپراتور توسط وى، به قدرت رسیدن هیتلر و رژیم نازى، به قدرت رسیدن موسولینى در ایتالیا و ژنرال فرانكو در اسپانیا، ترور كندى، سقوط شاه ایران و وقوع انقلاب اسلامى در ایران، رهبرى امام خمینى(ره) از فرانسه - او دقیقاً عنوان مى‏كند كه رهبر ایران از فرانسه باعث سقوط شاه ایران مى‏شود - ، وقوع حادثه یازدهم سپتامبر و آتشى كه در برجهاى دوقلوى شهر جدید (نیویورك) ایجاد مى‏شود و بسیارى از حوادث تاریخى دیگر از سالهاى 1555 میلادى به بعد كه حدوداً 450 سال را دربر مى‏گیرد.
"دو محاصره،
در گرمایى سوزان، انجام مى‏گیرد.
آن مرد،
از فشار تشنگى،
به خاطر دو فنجان مملو از آب،
كشته مى‏شود.
دژ نظامى، مملو مى‏شود،
و یك آرمانگراى كهنسال [امام خمینى (ره)]
نشانه‏هاى نیرا (سرزمین ایران) را
به اهالى ژنو [سازمان ملل متحد]
نشان خواهد داد."
رهبر پاریس،
اسپانیاى بزرگ را اشغال مى‏كند،
كشتیهاى جنگى
در برابر مسلمانان [محمدى‏ها] كه از پارتیا [ناحیه‏اى در ایران] و مدیا [ناحیه‏اى در ایران] برخاسته‏اند، مى‏ایستند. آن مرد، سیكلاد [اروپا] را تاراج مى‏كند، و آنگاه انتظارى بزرگ در بندر یونان حكمفرما مى‏شود.

در مجموع نوسترآداموس به این موضوع به صراحت اشاره مى‏كند كه ایران (پارت، نیرا، پرشیا، مدیا) با كمك مسلمانان سراسر جهان، از جمله كشورهاى عربى و مخصوصاً سوریه، عربستان سعودى و لیبى حكومت مقتدرى را تشكیل مى‏دهند و پس از جنگى مذهبى كه هسته آن از لبنان شروع مى‏شود و عمدتاً بر علیه اسرائیل است، جهان را به تسخیر خود درمى‏آورند و سپس جنگى جهانى و عظیم رخ خواهد داد و جهان نابود خواهد شد.

در هنگامه دمیدن خورشید،
آتش بزرگ، دیده خواهد شد؛
صدا و روشنایى،
در امتداد شمال، ادامه خواهد یافت.
در میانه كره خاك،
مرگ و آواى مرگ، شنیده خواهد شد؛
مرگ از درون سلاحها،
آتش و خشكسالى
آنان را به انتظار خواهند نشاند.
در خاتمه، این سرزمین به واسطه جنگ جهانى سوم نابود و نامسكون خواهد شد.

سرزمین مسكونى،
از سكنه خالى خواهد شد؛
براى به دست آوردن سرزمینها،
جدال و اختلاف شدیدى درمى‏گیرد؛
قلمروها به مردانى سپرده خواهد شد؛
كه از غرور و سربلندى تهى خواهند بود.
سپس، براى برادران بزرگ،
نفاق و مرگ
پیش خواهد آمد.

و از چنین برمى‏آید كه ایران، جهان را ابتدا از طریق حمله به تركیه (و مقدونیه) به تصرف خود درخواهد آورد:

شب در آسمان، مشعلى رو به خاموشى، دیده خواهد شد. در مركز رن، جنگ و خشكسالى به بار مى‏آید، كمك خیلى دیر مى‏رسد. پرشیا (ایران) حمله آورده و ماگدونیا و در جاى دیگر مى‏گوید: (مقدونیه) را به محاصره درمى‏آورد.
تو اى فرانسه!
اگر،
از آبهاى لیگوریا گذر كنى؛
خود را،
در میانه دریا و جزایر،
در محاصره خواهى یافت؛
و پیروان محمد،
در برابر تو خواهند ایستاد.
و همچنین
تو، اى دریاى آدریاتیك!
استخوان خران و اسبان را
خواهى جوید

و باز مى‏گوید:

آن مرد،
با سلاحها و آتش درخشان،
در نزدیكى دریاى سیاه،
از پرشیا براى تسخیر ترابوزان
خواهد آمد.
فاروس و میتیلن به لرزه در خواهد آمد؛
خورشید،
دریاى آدریاتیك را كه مملو از اجساد اعراب است؛
روشن خواهد كرد.

و سپس نوسترآداموس، عواقب جنگ اتمى و نابودى تدریجى جهان به واسطه جنگ جهانى سوم را شرح مى‏دهد:
 
«كسوفى در پیش خواهد بود كه از زمان آفرینش گیتى تا زمان مرگ و مصائب حضرت مسیح و از آن زمان تا به امروز هرگز رخ نداده است و جهان چنین ظلمتى به خود ندیده است...»

كه در این مورد آیات مربوط به قیامت در سوره قیامت به ذهن انسان تداعى مى‏شود:
"فإذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس و القمر یقول الإنسان یومئذ أین المفرّ.
هنگامى كه بینایى خیره مى‏گردد، و ماه فرو مى‏رود، و خورشید و ماه گرد هم آیند، آن روز انسان مى‏گوید: به كجا فرار كنم؟ "

«مرد والامقامى از تبار عرب به زودى پیش خواهد تاخت. از سوى اهالى بیزانس به او خیانت خواهد شد. از شهر قدیمى رودس به پیشواز او خواهند آمد، از جانب هانگرى [مجارستان] متحمل آزار بسیار خواهد شد.»

« در حوالى دریاى آدریاتیك بر اثر توفانى عظیم، كشتى غرق مى‏شود و زمین به لرزه درآید و به سوى آسمان پرتاب مى‏شود و دوباره فرو مى‏افتد؛ در مصر جنبش پیروان محمد افزایش مى‏یابد و پیكى به (آن سوى مرزها) فرستاده مى‏شود تا خبر را اعلان كند.»

«... شهرها آلوده و كثیف گشته، باعث اعتراض و شرمسارى زیادى خواهد شد، و تاریكى و جهل فقط با درخشش نور از بین مى‏رود و با تغییراتى حكومت جهل و ظلمت پایان خواهد یافت...»

رهبرى اصلى مشرق زمین با شورشهاى زیادى روبرو خواهد شد، كه اكثراً از طرف شمالى‏ها و غربى‏هاى مغلوب شده است، كه عده‏اى كشته و برخى مورد آزار قرار گرفته‏اند و بقیه در حال گریزند و فرزندانشان كه از زنان متعددى هستند، زندانى شده‏اند.

م.پ. ادوارد در كتاب خود در باب پیشگوئیهاى نوسترآداموس نقل مى‏كند كه سانتورى هشتم، قطعه 6 مربوط به وقوع جنگ جهانى سوم است:

«... جنگ و خونریزى براى مرتبه سوم حتمى است؛ آتش به حدى است كه دریاها به جوش مى‏آید و از دولت‏ها فقط دو دولت و از جهان فقط نیمى باقى مى‏ماند...»

شاهزاده لیبیایى [كه نماینده حكومت ایران است] در غرب به قدرت خواهد رسید، یك فرانسوى از اعراب به شدت مكدر خواهد شد، دانشمند ادیب [ادبا] خود را با اوضاع وفق خواهند داد، زبان عرب بر فرانسه پیشى مى‏گیرد...»

در نزدیكى سوربن جهت حمله به مجارستان
قهرمانى از اهالى برودها [سیاه‏پوستان] به آنان هشدار خواهد داد.
رهبر بیزانس، سالون از اسلاوینا،
آنان را به شریعت محمد[(ص)] در خواهد آورد.

همچنین نوسترآداموس در چنین مى‏سراید كه:
« امپراتورى مقدس به آلمان خواهد آمد؛
پیروان اسماعیل جایگاه بى‏مانع خواهند یافت.
آدمهاى نادان همچنان خواستار كارمانى [شریعت كهنه] هستند. تمامى حمایت كنندگان [محمد»ص«] سراسر گیتى را خواهند پوشاند.»

بنابراین، نوسترآداموس در اغلب سانتورى‏ها از جمله سانتورى 5 نسبت به فتح جهان به وسیله شریعت حضرت محمد(ص) به غرب و تمدن غربى هشدار مى‏دهد و به جهانیان اعلام مى‏كند كه روزى مسلمانان به رهبرى ایران و تمدن ایرانى بر جهان مسلط خواهند شد كه این بى‏شك در پیوند با گسترش و جهانى شدن انقلاب اسلامى ایران است.

منبع :

ماهنامه موعود - شماره 37


سه شنبه 6 آذر 1386

دور باطل کارهای بیهوده

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :عمومی ،

انگار دیگه عقلانیت و منطق داشتن تو خیلی از تصمیم گیریهای کلان و خرد از بین رفته . چیزی که بیشتراز همه حاکم شده رفتارهاییه که به نوعی به یه مد تبدیل شده و بر اوضاع و احوال فرهنگی کشورمون حکومت می کنه . از بالا دستور میرسه باید سالی دو یا سه همایش داشته باشین وقتی علت رو می پرسی جواب منطقی ندارن . فقط میگن باید گروهها سالی دو سه بار همایش داشته باشند حالا به هر قیمتی و با هر کیفیتی و با هر کمبود بودجه یا اسراف بیت المال مسلمین . وقتی این جریان حاکم باشه بقیه شو شما حدس بزنین . سخنرانی بدون محتوا برگزار میشه فقط چون مده و همه اینکارو میکنن . هدیه میدن و ولخرجی میکنن چون مده . جزوه های صد من یه غاز به حاضران تقدیم می کنن چون مد شده . تابلوهای عریض و طویل و تراکتهای رنگارنگ خوشامد گویی به در و دیوار میزنن چون مده و همه هم اینکارو می کنن .  و بعدش هم پشت بندش دهها صفحه گزارش عریض و طویل که ما اینکارو کردیم... . ما این همایش رو گذاشتیم ..... ما این سخنران رو دعوت کردیم . .... ما این جزوه رو تکثیر و کردیم و صدها گزارش تکراری دیگه ..... و کسی هم اصلا کار نداره که آیا انجام این کارها لزومی داشت یا نه و چه فایده ای رو به مخاطبین رسوند . انگار همه مون تو دور باطل کارهای تکراری و روزمره افتادیم و تلاشی هم برای برون رفت از اون نمی کنیم . من نمی دونم اگر ان شاء الله آقا تشریف بیارن ما جوابی برای این اسراف کاریها و دور های باطلمون داریم یا نه ؟


پنجشنبه 1 آذر 1386

تبریک

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :عمومی ،

یا صاحب الزمان میلاد جد بزرگوارتان را به حضور انور شما تهنیت عرض می کنیم .


یکشنبه 27 آبان 1386

و اینک اخرالزمان

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :و اینک آخرالزمان ،

جالبترین خبری بود که تازگیها در باره آخرالزمان شنیدم :

(به گزارش آینده روشن این افراد که اهل منطقه پنزو هستند، معتقدند که پایان جهان نزدیک است. آنها همگی اعضای فرقه‌ای به نام کلیسای ارتدوکس هستند. آنها می‌گویند امیدوارند بتوانند از آخرالزمان که شش ماه دیگر اتفاق خواهد افتاد جان سالم به در می‌برند.


این گزارش می‌افزاید: مقامات روسی سعی دارند این افراد را از پناهگاهشان بیرون بیاورند. اما اعضای این فرقه می‌گویند حاضرند خود را بسوزانند ولی از پناهگاهشان بیرون نیایند.

گفتنی است هم اکنون مقامات محلی سعی دارند از طریق قانونی وارد عمل شده و در همین راستا، چندین حکم علیه این فرقه صادر شده است.)


یکشنبه 20 آبان 1386

میلاد حضرت فاطمه معصومه مبارک باد

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :عمومی ،


یکشنبه 20 آبان 1386

کرامت بانو.....

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :کرامت بانو.... ،

اگه صد سال دیگه شبهای تولد حضرت معصومه زنده باشم باز هم این خاطره رو با افتخار و سربلندی تمام از  عنایت ایشون به خودم نقل می کنم ....

کلیک کنید


جمعه 18 آبان 1386

مقامات ما آخرالزمانیها....

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :مقامات ما آخر الزمانیها ... ،

یکی از ایرادهای ما آدمهای آخرالزمانی به نظر من اینه که اگه خدای ناکرده تقی به توقی بخوره و  به یه مقامی ، پستی ، مدیریتی ، ریاستی چیزی برسیم دیگه نمی خواهیم تا زمان ملاقات جناب عزرائیل از اون مقام دست بکشیم حتی اگه به قیمت نا جوانمردی با نزدیکترین و صمیمی ترین دوستان و عزیزانمون تموم بشه .خیلیها که عمدا سعی می کنند تا آخرین نفسی که میاد و میره این مقام رو با چنگ و دندون حفظ کنند تا بعد از خودشون هم مراسمشون در اوج شکوه و جلال و جبروت برگزار بشه . اصلا خوش دارن که تو مراسم ختمشون  از تک تک پستهای مدیریتی که داشتن گفتگو بشه و به جای ذکر خوبیها ، از  مقامات مدیریتی  اونها در سازمانهای بویژه دولتی سخن به میون بیاد....

درست مثل حدیث رسول اکرم که فرمودند با پیر شدن فرزند آدم حب دنیا در او قوی میشه ، ما آدمهای آخرالزمانی بخصوص از نوع ایرانیش و بخصوص از نوع مدیری اون  و بویژه از نوع دولتیش خودمونو خفه می کنیم که هر طور شده یه پست مدیریتی برای روز ختممون نگه داریم تا مرگمون هم به شکوه و جلال رویایی ما اضافه کنه .....آره دیگه اگه این پستو واسه خودمون نگه داریم خیلی از مسوولین تو مراسممون شرکت می کنن .... تو چند بخش خبری رادیو و تلویزیون از ما حرف میزنند و خیلی مزیتهای دیگه .... به قول دکتر سریع القلم که می گفت : تو همه کشورها ، همه مدیران  در بخشهای دولتی چند سال کار مدیریتی می کنند و بعد به تدریس و تحقیق می پردازند اما تو ایران افراد می خوان تا لحظه مرگ مقامشون رو حفظ کنند . چقدر فرقه بین  اون از ما بهترونی که می گفتند : دوست داریم بعد از شهادت  از بدن خاکیمون چیزی باقی نمونه که جایی رو تو این دنیا اشغال کنه و ما آخرالزمانیهایی که بعد از رفتن هم دل از مقام و منصبمون نمی کشیم .... عجب موجودات پیچیده ای هستیم ما .....


دوشنبه 14 آبان 1386

تسلیت باد

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :عمومی ،

   تسلیت باد   

شهادت امام جعفر صادق علیه السلام

تسلیت باد


تعداد کل صفحات: 8 1 2 3 4 5 6 7 ...