تبلیغات
ما آخرالزمانیها - جان و جانان امام زمان (عج) از نگاه امام خمینی (ره)
جمعه 22 تیر 1386

جان و جانان امام زمان (عج) از نگاه امام خمینی (ره)

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :مقاله ها ،

جان و جانان امام زمان (عج) از نگاه امام خمینی (ره)

مرتضی نائینی

با سلام و درود به پیش‏گاه مقدس مولود نیمه‏ی شعبان و آخرین ذخیره‏ی امامت، حضرت بقیّة اللّه‏ ـ ارواحنا فداه ـ و یگانه دادگستر ابدی و بزرگ پرچم‏دار رهایی انسان از قیود ظلم و ستم استكبار. سلام بر او و سلام بر منتظران واقعی .....

جان و جانان امام زمان (عج) از نگاه امام خمینی (ره)

مرتضی نائینی

با سلام و درود به پیش‏گاه مقدس مولود نیمه‏ی شعبان و آخرین ذخیره‏ی امامت، حضرت بقیّة اللّه‏ ـ ارواحنا فداه ـ و یگانه دادگستر ابدی و بزرگ پرچم‏دار رهایی انسان از قیود ظلم و ستم استكبار. سلام بر او و سلام بر منتظران واقعی او. سلام بر غیبت و ظهور او و سلام بر آنان كه ظهورش را با حقیقت درك می‏كنند و از جام هدایت و معرفت او لبریز می‏شوند.2


1. بقیّة اللّه‏؛ انسان كامل

می‏گویند: والعصر ان الانسان لفی خسر. عصر، انسان كامل است، امام زمان علیه‏السلام است؛ یعنی عصاره‏ی همه‏ی موجودات. قسم به عصاره‏ی همه‏ی موجودات؛ یعنی قسم به انسان كامل.3

عصر، هم محتمل است كه در این زمان حضرت مهدی علیه‏السلام باشد یا انسان كامل باشد كه مصداق بزرگش رسول اكرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و ائمه هدی علیهم‏السلام و در عصر ما حضرت مهدی علیه‏السلام است. قسم به عصاره‏ی موجودات عصر، فشرده‏ی موجودات، آن‏كه فشرده‏ی همه‏ی عوالم است. یك نسخه است، نسخه‏ی تمام عالم. همه‏ی عالم در این موجود، در این انسان كامل عصاره شده است و خدا به این عصاره قسم می‏خورد.4

حضرت مهدی علیه‏السلام ، ابعاد مختلفه دارد كه آن‏چه كه برای بشر واقع شده است، بعض ابعاد اوست.5

پیغمبر می‏خواست همه‏ی مردم را علی بن ابی طالب علیه‏السلام كند، ولی نمی‏شد و اگر بعثت، هیچ ثمره‏ای نداشت الاّ وجود علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام و وجود امام زمان علیه‏السلام ، این هم توفیق بسیار بزرگی بود. اگر خدای تبارك و تعالی، پیغمبر را مبعوث می‏كرد برای ساختن یك چنین انسان‏های كامل، سزاوار بود. لكن آن ها می‏خواستند كه همه، آن طوری بشوند، آن توفیق حاصل نشد.6

ماه شعبان، شب نیمه‏ی شعبان دارد كه تالی لیلة القدر است. ماه رمضان، مبارك است، برای این كه لیلة القدر دارد. و ماه شعبان، مبارك است برای این كه نیمه‏ی شعبان دارد. ماه رمضان مبارك است، برای این كه نزول وحی در او شده است یا به عبارت دیگر؛ معنویت رسول خدا، صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وحی را نازل كرده است. و ماه شعبان معظم است برای این كه ماه ادامه‏ی همان معنویات ماه رمضان است. این ماه مبارك رمضان، جلوه‏ی لیلة القدر است كه تمام حقایق و معانی در او جمع است. و ماه شعبان، ماه امامان است كه ادامه‏ی همان است. در ماه مبارك رمضان، مقام رسول اكرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم به ولایت كلی الهی، بالاصالة تمام بركات را در این جهان بسط داده است و ماه شعبان، كه ماه امامان است، به بركت ولایت مطلقه، به تبع رسول اللّه‏ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم همان معانی را ادامه می‏دهد......

همان طوری كه رسول اكرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم به حسب واقع، حاكم بر جمیع موجودات است، حضرت مهدی علیه‏السلام نیز، همان طور حاكم بر جمیع موجودات است. آن، خاتم رسل است و این، خاتم ولایت. آن، خاتم ولایت كلی بالاصالة است و این، خاتم ولایت كلی به تبعیت است.7

ماه مبارك رمضان كه ماهی مبارك است، ممكن است برای این باشد كه ماهی است كه ولیّ اعظم، یعنی رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم واصل شده و بعد از وصول، ملایكه را و قرآن را نازل كرده است. به قدرت او، ملایكه نازل می‏شوند. به قدرت ولیّ اعظم است كه قرآن نازل می‏شود و ملایك نازل می‏شوند. ولیّ اعظم، به حقیقت قرآن می‏رسد در ماه مبارك و شب قدر و پس از رسیدن، متنزّل می‏كند به وسیله‏ی ملایكه ـ كه همه تابع او هستند ـ قرآن شریف را، تا به حدی كه برای مردم بگوید. قرآن در حد ما نیست، در حد بشر نیست. قرآن، سرّی است بین حق و ولیّ اللّه‏ اعظم كه رسول خداست، به تبع او نازل می‏شود تا می‏رسد به این جایی كه به صورت حروف و كتاب در می‏آید كه ما هم از آن استفاده‏ی ناقص می‏كنیم. و اگر سرّ «لیلة القدر» و سرّ «نزول ملایكه» در شب‏های قدر ـ كه الآن هم برای ولیّ اللّه‏ اعظم حضرت صاحب علیه‏السلام این معنا امتداد دارد ـ سرّ این ها را ما بدانیم، همه‏ی مشكلات ما آسان می‏شود.8

...ذوات مطهره‏ی معصومین از رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله تا حجت عصر (عجل‏اللّه‏ فرجه) كه مفاتیح وجود و مخازن كبریا و معادن حكمت و وحی و اصول معارف و عوارف و صاحبان مقام جمع و تفصیل‏اند.9

من خیلی ناراحت می‏شوم از این كه مثلاً امام عصر علیه‏السلام را می‏گویند: سلطان السلاطین، خلیفة اللّه‏ است.10

مقام مقدس ولیّ اللّه‏ اعظم و بقیة اللّه‏ فی ارضه ارواحنا لِمَقدَمِهِ الفداء كه واسطه‏ی فیض و عنایات حق تعالی است.11

از پیغمبر گرفته تا امام عصر علیهم‏السلام همه از گناه می‏ترسیدند. گناه آن‏ها غیر اینی است كه من و شما داریم. آن ها یك عظمتی را ادراك می‏كردند كه توجه به كثرت، از گناهان كبیره است پیش آن‏ها.12


2. عرضه‏ی اعمال بر امام زمان(عج)

تمام ذرات كارهای ما تحت نظر خدای تبارك و تعالی است و نامه‏ی اعمال ما به حسب روایات به امام وقت عرضه می‏شود. امام زمان علیه‏السلام مراقب ما هستند.13

توجه داشته باشید كه در كارهای‏تان جوری نباشد كه وقتی بر امام زمان علیه‏السلام عرضه شد، خدای نخواسته، آزرده بشوند و پیش ملایكة اللّه‏ یك قدری سرافكنده بشوند كه، این‏ها شیعه‏های من هستند. این‏ها دوستان من هستند و برخلاف مقاصد خدا عمل كردند. رییس یك قوم اگر قومش خلاف بكند، آن رییس منفعل می‏شود.14

طوری باشد كه نامه‏ها وقتی عرضه می‏شود، ایشان را متأثر نكند.15

خلاف ما برای امام زمان علیه‏السلام سرشكستگی دارد. دفاتر را وقتی بردند خدمت ایشان و ایشان دید شیعه‏های او (خوب، ما شیعه‏ی او هستیم)، شیعه‏ی او دارد این كار را می‏كند، امام زمان علیه‏السلام سرشكسته می‏شود. بیدار بشوید كه مسأله خطرناك است و خطر هم خطر شخص نیست، خطر ملت نیست، خطر اسلام است.16

قبل از این‏كه این نامه‏ی اعمال ما به پیشگاه خدا و قبل از آن به پیشگاه امام زمان علیه‏السلام برسد، خودمان باید نظر كنیم به این نامه‏ی اعمال‏مان.17

وقتی نامه‏های ما را بردند پیش امام زمان علیه‏السلام (در روایات است كه هر هفته می‏برند، هفته‏ای دو دفعه). وقتی كه می‏برند، اعمال ما جوری باشد كه نمایش از این بدهد كه ما تابعیم. ما آن طور نیست كه خودسر بخواهیم یك كاری را انجام بدهیم.18

اگر یك وقت، نامه‏ی عمل یك روحانی را بردند و به امام زمان علیه‏السلام دادند و آن ملایكة اللّهی كه بردند و نامه را دادند، بگویند: این هم روحانی شما، این ها پاسداران اسلام شماهستند؟ و امام زمان علیه‏السلام خجالت بكشد، نعوذ باللّه‏. او علاقه دارد به شما. شما ببینید اگر این آقا، خودشان خیلی منزه است، از پسرشان یك چیزی صادر بشود، خودشان سرافكنده می‏شوند. اگر از خادم‏شان یك چیزی صادر بشود، خودشان سرافكنده می‏شوند. ما همه خادم هستیم. از ما توقع هست. از شما توقع هست.19

من خوف دارم كه كاری بكنیم كه امام زمان علیه‏السلام پیش خدا شرمنده بشود. این‏ها شیعه‏ی تو هستند این كار را می‏كنند! نكند یك وقت خدای نخواسته، یك كاری از ماها صادر بشود كه وقتی نوشته برود، نوشته‏های ملایكة‏اللهی كه مراقب ما هستند، رقیب هستند، هر انسانی، رقیب دارد و مراقبت می‏شود. ذره‏هایی كه بر قلب‏های شما می‏گذرد، رقیب دارد. چشم ما رقیب دارد. گوش ما رقیب دارد. زبان ما رقیب دارد. قلب ما رقیب دارد. كسانی كه مراقبت می‏كنند این ها را، نكند كه خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان علیه‏السلام یك وقت، چیزی صادر بشود كه موجب افسردگی امام زمان علیه‏السلام باشد. مراقبت كنید از خودتان، پاسداری كنید از خودتان.20


3. كسب رضایت حضرت بقیة اللّه‏ (عج)

رهبر همه‏ی شما و همه‏ی ما، وجود مبارك بقیة اللّه‏ علیه‏السلام است و باید ماها و شماها طوری رفتار كنیم كه رضایت آن بزرگوار را كه رضایت خداست، به دست بیاوریم.21

من امیدوارم كه همه‏ی خواهرها و برادرها و همه‏ی قشرهای این ملت و همه‏ی ما، از خدمت‏گزاران به اسلام و ولیّ عصر علیه‏السلام باشیم. ما در یك مملكتی هستیم كه مملكت ولیّ عصر علیه‏السلام است و وظیفه‏ی آن‏هایی كه در مملكت ولیّ عصر علیه‏السلام زندگی می‏كنند، یك وظیفه‏ی سنگین است. نمی‏توانیم ما لفظاً بگوییم ما در زیر پرچم ولیّ عصر علیه‏السلام هستیم و عملاً توی آن مسیر نباشیم، چنان چه نمی‏توانیم بگوییم كه ما، جمهوری اسلامی داریم و عملاً آن طور نباشیم، اسلامی نباشیم.22


4. انتظار یعنی مقابله با ظلم

در بعضی روایات كه من حالا نمی‏دانم صحت و سقمش را، هست كه یكی از چیزهای مستحب این است كه مؤمنین در حال انتظار، اسلحه هم داشته باشند. اسلحه‏ی مهیّا، نه این كه اسلحه را بگذارند كنار و بنشینند منتظر. اسلحه داشته باشند برای این كه با ظلم مقابله كنند، با جور مقابله كنند. تكلیف است. نهی از منكر است. به همه‏ی ما تكلیف است كه باید مقابله كنیم با این دستگاه‏های ظالم، خصوصاً دستگاه‏هایی كه با اساس مخالفند.23

ما منتظران مقدم مباركش، مكلف هستیم تا با تمام توان كوشش كنیم تا قانون عدل الهی را در این كشور ولیّ عصر علیه‏السلام حاكم كنیم و از تفرقه و نفاق و دغل‏بازی بپرهیزیم و رضای خداوند متعال را در نظر بگیریم.24

امیدوارم كه ما همه جزء هیأت قائمیه باشیم و همه به آن وظایفی كه اسلام، قرآن، تحت لوای حضرت صاحب علیه‏السلام برای ما تعیین فرموده‏اند، عمل كنیم و صورت‏ها را محتوای واقعی به آن بدهیم و الفاظ را معانی حقیقی.

شاید این وصفی كه برای حضرت صاحب علیه‏السلام ذكر شده است، دنبال همین آیه شریفه كه می‏فرماید: قل ا ِنّما ا َعِظُكُم بِواحِدة أن تَقوموا لِلّه مثنی و فرادی، دنبال همین معنا باشد كه همه باید قیام بكنیم. قیام واحد كه بالاترین قیام، همان قیام آن شخص واحد است. و همه‏ی قیام‏ها باید دنبال آن قیام باشد و قیام للّه باشد. خدای تبارك و تعالی می‏فرماید كه: قل انّما اعظكم بواحدة. به امت بگو كه فقط من یك موعظه دارم به شما و آن موعظه این است كه، قیام كنید و قیام لِلّه باشد. قیام لِلّه كنید. البته آن حضرت قیام لِلّه می‏فرمایند و آن لِلّهی كه و آن خلوصی كه برای ایشان هست، برای دیگران نیست. لكن شیعه‏های بزرگوار آن حضرت هم باید پیروی از او بكنند در این‏كه قیام كنند لِلّه، برای خدا.25

امید آن است كه مسلمانان و مستضعفان جهان به پاخیزند و داد خود را از مستكبران بگیرند و مقدّمات فرج آل محمد صلّی اللّه‏ علیه و آله را فراهم نمایند.26

ان شاءاللّه‏، اسلام را به آن طور كه هست، در این مملكت پیاده كنیم و مسلمین جهان نیز اسلام را در ممالك خودشان پیاده كنند و دنیا، دنیای اسلام باشد و زور و ظلم و جور از دنیا بر طرف بشود و مقدّمه باشد برای ظهور ولیّ عصر ارواحنا له الفداء.27

این چیزی كه ما در این وقت، در این عصر وظیفه داریم، این مهم است. همه انتظار داریم وجود مبارك ایشان را، لكن با انتظار تنها نمی‏شود. بلكه با وضعی كه بسیاری دارند، انتظار نیست.28

فراهم كردن اسباب این است كه كار را نزدیك بكنیم. كار را هم‏چو بكنیم كه مهیّا بشود عالم، برای آمدن حضرت علیه‏السلام .29


5. برداشت‏های انحرافی از انتظار

بعضی‏ها انتظار فرج را به این می‏دانند كه در مسجد، در حسینیه، در منزل بنشینند و دعا كنند و فرج امام زمان علیه‏السلام را از خدا بخواهند. این‏ها مردم صالحی هستند كه یك همچو اعتقادی دارند، بلكه بعضی از آن‏ها را كه من سابقاً می‏شناختم، بسیار مرد صالحی بود. یك اسبی هم خریده بود. یك شمشیری هم داشت و منتظر حضرت صاحب علیه‏السلام بود. این‏ها به تكالیف شرعی خودشان هم عمل می‏كردند و نهی از منكر هم می‏كردند و امر به معروف هم می‏كردند، لكن همین. دیگر غیر از این كاری ازشان نمی‏آمد و به فكر این هم، كه یك كاری بكنند، نبودند.

یك دسته‏ی دیگری بودند كه انتظار فرج را می‏گفتند: این است كه، ما كار نداشته باشیم به این كه در جهان چه می‏گذرد، بر ملت‏ها چه می‏گذرد، بر ملت ما چه می‏گذرد. به این چیزها، ما كار نداشته باشیم. ما تكلیف‏های خودمان را عمل می‏كنیم. برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاء اللّه‏ درست می‏كنند. دیگر ما تكلیفی نداریم. تكلیف ما همین است كه دعا كنیم ایشان بیایند و كاری به كار آن چه در دنیا می‏گذرد یا در مملكت خودمان نداشته باشیم. این‏ها هم یك دسته‏ای، مردمی بودند كه صالح بودند.

یك دسته‏ای می‏گفتند: كه خوب! باید عالم پر معصیت بشود تا حضرت بیاید. ما باید نهی از منكر نكنیم، امر به معروف هم نكنیم تا مردم هر كاری می‏خواهند بكنند، گناه‏ها زیاد بشود كه فرج نزدیك بشود.

یك دسته‏ای از این بالاتر بودند. می‏گفتند: باید دامن زد به گناه‏ها. دعوت كرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت علیه‏السلام تشریف بیاورند. این هم یك دسته‏ای بودند كه البته در بین این دسته، منحرف‏هایی هم بودند. اشخاص ساده‏لوح هم بودند. منحرف‏هایی هم بودند كه برای مقاصدی، به این امر دامن می‏زدند.

یك دسته‏ی دیگری بودند كه می‏گفتند: هر حكومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حكومت باطل است و برخلاف اسلام است. آن‏ها مغرور بودند. آن‏هایی كه بازیگر نبودند مغرور بودند به بعض روایاتی كه وارد شده است بر این امر كه هر عَلَمی بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن عَلَم، عَلَم باطل است. آن ها خیال كرده بودند كه نه، هر حكومتی باشد. در صورتی كه آن روایات كه هر كس عَلَم بلند كند عَلَم مهدی، به عنوان مهدویّت بلند كند. حالا ما فرض می‏كنیم كه یك هم‏چو روایاتی باشد، آیا معنایش این نیست كه ما تكلیف‏مان دیگر ساقط است. یعنی خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن؟ این معنا كه ما دیگر معصیت بكنیم تا حضرت صاحب بیاید. حضرت صاحب كه تشریف می‏آورند، برای چی می‏آیند؟

برای این‏كه گسترش بدهند عدالت را. برای این‏كه حكومت را تقویت كنند. برای این‏كه فساد را از بین ببرند. ما برخلاف آیات شریفه‏ی قرآن، دست از نهی از منكر برداریم، دست از امر به معروف برداریم و توسعه بدهیم گناهان را برای این كه حضرت بیایند. حضرت بیایند چه می‏كنند؟

حضرت می‏آیند می‏خواهند همین كارها را بكنند. الآن دیگر ما هیچ تكلیفی نداریم؟ دیگر بشر تكلیفی ندارد، بلكه تكلیفش این است كه دعوت كند مردم را به فساد! به حسب رأی این جمعیت كه بعضی‏شان بازیگرند و بعضی‏شان نادان، این است كه ما باید بنشینیم دعا كنیم به صدام! هر كسی نفرین به صدام كند، خلاف امر كرده است، برای این‏كه حضرت دیر می‏آیند! و هركسی دعا كند به صدام، برای این‏كه، این فساد زیاد می‏كند. ما باید دعاگوی آمریكا باشیم و دعاگوی شوروی باشیم و دعاگوی اذناب شان، از قبیل صدام باشیم و امثال این‏ها، تا این كه این‏ها عالم را پر كنند از جور و ظلم و حضرت تشریف بیاورند! بعد حضرت تشریف بیاورند، چه كنند؟

حضرت بیایند كه ظلم و جور را بردارند. همان كاری كه ما می‏كنیم و ما دعا می‏كنیم كه ظلم و جور باشد، حضرت می‏خواهند همین را بَرَش دارند. ما اگر دست‏مان می‏رسید، قدرت داشتیم باید برویم تمام ظلم و جورها را از عالم برداریم. تكلیف شرعی ماست. منتها ما نمی‏توانیم. اینی كه هست، این است كه حضرت عالم را پر می‏كنند از عدالت. نه شما دست بردارید از این تكلیف‏تان، نه این كه شما دیگر تكلیف ندارید.30

«اگر خود حضرت صاحب علیه‏السلام مقتضی بدانند، خوب، خودشان تشریف بیاورند»! یكی از علما این جوری می‏گفت (خدا رحمتش كند) كه: «من كه دلم بیشتر از حضرت صاحب علیه‏السلام برای اسلام نسوخته است. خوب ایشان هم كه می‏بینند این را، خود ایشان بیایند، چرا من بكنم؟».

این منطق اشخاصی است كه می‏خواهند از زیر بار دَر بروند. اسلام، این‏ها را نمی‏پذیرد. اسلام، این‏ها را به هیچ چیز نمی‏شمرد. این‏ها می‏خواهند از زیر بار دَر بروند. یك چیزی درست می‏كنند. دو تا روایت از این طرف، از آن طرف می‏گردند، پیدا می‏كنند كه خیر، «با سلاطین مثلاً بسازید، دعا كنید به سلاطین». این، خلاف قرآن است. این‏ها نخوانده‏اند قرآن را. اگر صد تا هم چو روایت‏هایی بیاید، ضرب به جدار می‏شود. خلاف قرآن است، خلاف سیره‏ی انبیاست یا این‏كه روایتی نیست. شما وقتی ملاحظه می‏كنید آن همه روایاتی كه اگر كسی میل به این بكند. كه روایاتی است كه: اگر مایل باشی كه زنده باشد این سلطان، تو هم با او هستی. مسلمان مگر می‏شود مایل باشد به این‏كه یكی زنده باشد و ظلم بكند، آدم بكشد؟ رابطه داشته باشد با یك كسی كه آدم می‏كشد؟ عالِم می‏كشد؟ علما را می‏كشد؟31

این‏هایی كه می‏گویند كه هر عَلَمی بلند بشود / و هر حكومتی / خیال كردند كه هر حكومتی باشد، این برخلاف انتظار فرج است. این‏ها نمی‏فهمند چی دارند می‏گویند. این‏ها تزریق كردند بهشان كه این حرف‏ها را بزنند. نمی‏دانند دارند چی چی می‏گویند. حكومت نبودن؛ یعنی این كه همه‏ی مردم به جان هم بریزند، بكشند هم را، بزنند هم را، از بین ببرند. برخلاف نص آیات الهی رفتار بكنند. ما اگر فرض می‏كردیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار می‏زدیم، برای این كه خلاف آیات قرآن است.32

ارزش دارد كه انسان در مقابل ظلم بایستد. در مقابل ظالم بایستد و مشتش را گره كند و توی دهنش بزند و نگذارد كه این‏قدر ظلم زیاد بشود، این ارزش دارد. ما تكلیف داریم آقا! این‏طور نیست كه حالا كه ما منتظر ظهور امام زمان علیه‏السلام هستیم، پس دیگر بنشینیم در خانه‏هامان، تسبیح را دست بگیریم و بگوییم عجّل علی فرجه. عجّل با كار شما باید تعجیل بشود. شما باید زمینه را فراهم كنید برای آمدن او و فراهم كردن این است كه، مسلمین را با هم مجتمع كنید. همه با هم بشوید، ان‏شاءاللّه‏ ظهور می‏كند ایشان.33


6. لزوم حكومت اسلامی در دوران غیبت كبری

اكنون كه دوران غیبت امام علیه‏السلام پیش آمده و بناست احكام حكومتی اسلام باقی بماند و استمرار پیدا كند و هرج و مرج روا نیست، تشكیل حكومت لازم می‏آید. عقل هم به ما حكم می‏كند كه تشكیلات لازم است تا اگر به ما هجوم آوردند، بتوانیم جلوگیری كنیم. اگر به نوامیس مسلمین تهاجم كردند، دفاع كنیم.34

از غیبت صغری تا كنون كه هزار و چند صد سال می‏گذرد و ممكن است صد هزار سال دیگر بگذرد، و مصلحت اقتضا نكند كه حضرت تشریف بیاورند، در طول این مدت مدید، احكام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود؟ و هر كه هر كاری خواست بكند؟ هرج و مرج است؟!

قوانینی كه پیغمبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در راه بیان و تبلیغ و نشر و اجرای آن، بیست و سه سال زحمت طاقت فرسا كشید، فقط برای مدت محدودی بود؟ آیا خدا، اجرای احكامش را محدود كرد به دویست سال؟ و پس از غیبت صغری، اسلام دیگر همه چیزش را رها كرده است؟

اعتقاد به چنین مطالبی یا اظهار آنها بدتراز اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است. هیچ كس نمی‏تواند بگوید دیگر لازم نیست از حدود و ثغور و تمامیت ارضی وطن اسلامی دفاع كنیم یا امروز مالیات و جزیه و خراج و خمس و زكات نباید گرفته شود، قانون كیفری اسلام و دیات و قصاص باید تعطیل شود.35

اكنون كه شخص معینی از طرف خدای تبارك و تعالی برای احراز امر حكومت در دوره‏ی غیبت تعیین نشده است، تكلیف چیست؟ آیا باید اسلام را رها كنید؟ دیگر اسلام نمی‏خواهیم؟ اسلام فقط برای دویست سال بود؟ یا این كه اسلام، تكلیف را معین كرده است، ولی تكلیف حكومتی نداریم؟

معنای نداشتن حكومت این است كه تمام حدود و ثغور مسلمین از دست برود و ما با بی‏حالی، دست روی دست بگذاریم كه هر كاری می‏خواهند بكنند؟ و ما اگر كارهای آن‏ها را امضاء نكنیم، رد نمی‏كنیم. آیا باید اینطور باشد؟ یا این كه حكومت لازم است و اگر خدا، شخص معینی را برای حكومت در دوره‏ی غیبت تعیین نكرده است، لكن آن خاصیت حكومتی را كه از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب علیه‏السلام موجود بود، برای بعد از غیبت هم قرار داده است.36

نگویید بگذار تا امام زمان علیه‏السلام بیاید. شما نماز را هیچ وقت می‏گذارید تا وقتی كه امام زمان علیه‏السلام آمد، بخوانید؟ حفظ اسلام واجب‏تر از نماز است. منطق حاكم خمین را نداشته باشید كه می‏گفت: «باید معاصی را رواج داد تا امام زمان علیه‏السلام بیاید. اگر معصیت رواج پیدا نكند، حضرت ظهور نمی‏كند!» این‏جا ننشینید فقط مباحثه كنید، بلكه در سایر احكام اسلام مطالعه كنید. حقایق را نشر دهید، جزوه بنویسید و منتشر كنید. البته، مؤثر خواهد بود. من تجربه كرده‏ام كه تأثیر دارد.37

از همه شكننده‏تر، شعار گمراه‏كننده‏ی «حكومت قبل از ظهور امام زمان علیه‏السلام باطل است» و هزاران «اِن قلت» دیگر، مشكلات بزرگ و جان‏فرسایی بود كه نمی‏شد با نصیحت و مبارزه‏ی منفی و تبلیغات، جلوی آن‏ها را گرفت. تنها راه حل، مبارزه و ایثار و خون بود كه خداوند، وسیله‏اش را آماده نمود. علما و روحانیت متعهد، سینه را برای مقابله با هر تیر زهرآگینی كه به طرف اسلام شلیك می‏شد، آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند.38

این نویسنده‏ی جاهل باز در كتابچه‏ی پوسیده، حرف‏هایی نسنجیده به دین و دین‏داران نسبت می‏دهد و از آن، نتیجه‏های شگفت‏آور می‏گیرد. می‏گوید: (دین امروز ما می‏گوید: هر دولتی كه پیش از قیام قائم برپا شود، باطل است ـ كل رایةٍ تُرفع قبل قیام القائم، فصاحبها طاغوت یعبد من دون اللّه‏ ـ . می‏گوید: كار سلطان و همراهی با آن عدیل كفر است ـ سألته عن عمل السلطان؟ فقال: الدخول فی اعمالهم و العون لهم و السعی فی حوائجهم عدیل الكفر ـ . می‏گوید: قتال به همراهی غیر امام مانند خوردن گوشت خوك و خون است). بلكه در حدیث صحیح، آماده بودن برای جنگ با دشمن را هم نهی كرده.

این نویسنده، مطالب را درهم و برهم كرده و روی هم ریخته، بی‏خردانه به اعتراض برخاسته. این احادیث هیچ مربوط به تشكیل حكومت خدایی عادلانه كه هر خردمند لازم می‏داند، نیست. بلكه در روایت اول، دو احتمال است. یكی آن‏كه راجع به خبرهای ظهور ولیّ عصر علیه‏السلام باشد و مربوط به علامات ظهور باشد و بخواهد بگوید عَلَم‏هایی كه به عنوان امامت قبل از قیام قائم برپا می‏شود، باطل است. چنانچه در ضمن همین روایت، علامت‏های ظهور هم ذكر شده است. و احتمال دیگر آن كه از قبیل پیش گویی باشد از این حكومت‏هایی كه در جهان تشكیل می‏شود تا زمان ظهور كه هیچ‏كدام به وظیفه‏ی خود عمل نمی‏كنند و همین‏طور هم تاكنون بوده. شما چه حكومتی در جهان بعد از حكومت علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام سراغ دارید كه حكومت عادلانه باشد و سلطانش، طاغی و برخلاف حق نباشد؟

اكنون اگر كسی تكذیب كند از وضع یك حكومتی كه این حكومت‏ها جائرانه است و كسی هم تا زمان دولت حق نمی‏تواند آن‏ها را اصلاح كند، چه ربط دارد به این كه حكومت عادلانه نباید تشكیل داد؟ بلكه اگر كسی جزیی اطلاع از اخبار ما داشته باشد، می‏بیند كه همیشه امامان شیعه با آن كه حكومت‏های زمان خود را حكومت ظالمانه می‏دانستند و با آن‏ها آن طورها كه می‏دانید سلوك می‏كردند، در راهنمایی برای حفظ كشور اسلامی و در كمك‏های فكری و عملی، كوتاهی نمی‏كردند و در جنگ‏های اسلامی در زمان خلیفه‏ی جور باز شیعیان علی علیه‏السلام پیش‏قدم بودند. جنگ‏های مهم و فتح‏های شایانی كه نصیب لشكر اسلام شده، مطلعین می‏گویند و تاریخ نشان می‏دهد كه، یا به دست شیعیان علی علیه‏السلام یا به كمك‏های شایان تقدیر آن‏ها بوده، شما همه می‏دانید كه سلطنت بنی امیه در اسلام، بدترین و ظلمانه‏ترین سلطنت‏ها بوده و دشمنی و رفتارشان را با آل پیغمبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و فرزندان علی بن ابی‏طالب علیهم‏السلام همه می‏دانید. و در میان همه‏ی بنی هاشم، بدسلوكی و ظلم‏شان نسبت به علی بن الحسین زین العابدین علیه‏السلام بیشتر و بالاتر بود. به همین سلطنت وحشیانه‏ی جائرانه ببینید علی بن الحسین علیه‏السلام چه قدر اظهار علاقه می‏كند....

اما روایت دوم كه می‏گفت: داخل شدن در عمل سلطان و معاونت كردن از او و رفع حاجت او را كردن، هم‏دوش كفر است. این ماجراجوی بی‏خرد چنان‏چه تاكنون دیدید و عادت دارد، در نقل روایات خیانت می‏كند وگرنه مطلب، روشن‏تر از آن است كه در آن، خود را نیازمند به جواب بدانیم. این روایت و امثال آن كه روایات بسیاری است، جلوگیری از داخل شدن در تشكیلات دولت است برای اعانت به ظالم و كمك كاری كردن بر ستم‏كاری‏ها. این در تمام قوانین عالم ممنوع است.... ما می‏گوییم در همان تشكیلات خانمان‏سوز دیكتاتوری هم اگر كسی وارد شود برای جلوگیری از فسادها و برای اصلاح حال كشور و توده، خوب است. بلكه گاهی هم واجب می‏شود. خوب است آقایان رجوع كنند به كتب فقها در باب ولایت از قِبَل ظالم، ببینند آن‏ها چه می‏گویند....

این بی‏خردان ماجراجو فقط برای آن كه دولت و ملت را با دین‏داری و دین‏داران و خصوصاً با ملاّها بدبین كنند، در میان كتاب‏ها می‏گردند، یك حدیث پیدا می‏كنند. بی‏آن كه بگویند این حدیث در چه موضوعی وارد شده است، به چشم آن‏ها می‏كشند. غافل از آن كه خوانندگان این اوراق، بسیاری‏شان دست كم با تاریخ اسلام سر و كار دارند. آن‏ها می‏دانند از اصحاب خاص ائمه و دوستان خصوصی این خاندان، در شغل دولتی داخل بودند و ائمه‏ی دین آن‏ها را تأیید و تمجید می‏كردند؛ مثل: علی بن یقطین و محمد بن اسماعیل بن بزیع و عبداللّه‏ نجاشی؛ والی اهواز و دیگران و همین‏طور از بزرگان علمای ما در دربار سلاطین وارد بودند، چنان‏چه پیش از این، اسم آن‏ها را بردیم.

و اما روایت سوم كه می‏گوید: قتال به همراهی غیر امام، مانند خوردن گوشت خوك و خون است. این جاهل بی‏خرد، نسنجیده و كتاب‏های فقها را ندیده، این بیهوده را می‏گوید. در اسلام، دوگونه جنگ است كه یكی را جهاد می‏گویند و آن كشورگیری است با شرط‏هایی كه برای آن شده است و دیگری، جنگ برای استقلال كشور و دفع اجانب از آن است.

جهاد كه عبارت از كشورگیری و فتح ممالك است، پس از آن است كه، دولت اسلامی با وجود امام یا به امر امام تشكیل می‏شود و در این صورت، اسلام بر تمام مردان كه به حدّ بلوغ رسیده باشند و افتاده و عاجز نباشند و مملوك كه از افراد اجانب است، نباشند، واجب كرده است كه برای كشورگیری حاضر شوند و قانون اسلام را در سرتاسر ممالك جهان منتشر كنند و باید همه‏ی جهانیان بدانند كه كشورگیری اسلام با كشورگیری فرمان‏فرمایان جهان، فرق‏ها دارد....

و چون معلوم شد كه جهاد اسلامی، كشورگیری مانند سایر كشورگیری‏ها نیست. البته باید تشكیل حكومت اسلامی در تحت نظر امام عادل یا به امر او بشود تا به این امر اقدام شود وگرنه، چون كشورگیری دیگر جهانیان شود كه آن از حكم خرد، بیرون و از بیدادگری‏ها و ستم‏كاری‏ها به شمار می‏رود و اسلام و تمدن و عدالت اسلامی از آن دور و بری است.

و اما قسم دوم از جنگ اسلامی كه به نام دفاع اسم برده شده و آن، جنگیدن برای حفظ استقلال كشور و دفاع از اجانب است، به هیچ وجه مشروط به وجود امام یا نایب امام نیست و كسی از مجتهدین نگفته كه دفاع را باید با امام یا جانشین آن كرد، بلكه بر تمام افراد توده واجب است به حكم اسلام، از كشور اسلامی محافظت كنند و استقلال آن را پابرجا نمایند.39


7. انقلاب اسلامی، مقدمه‏ی نهضت جهانی حضرت ولیّ عصر (عج)

انقلاب مردم ایران، نقطه‏ی شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم‏داری حضرت حجّت ـ ارواحنا فداه ـ است كه خداوند بر همه‏ی مسلمانان و جهانیان منّت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.40

ما امروز دورنمای صدور انقلاب اسلامی را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش از پیش می‏بینیم و جنبشی كه از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستكبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، امید بخش آتیه‏ی روشن است و وعده‏ی خداوند تعالی را نزدیك و نزدیك‏تر می‏نماید. گویی جهان مهیّا می‏شود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مكّه معظّمه، و كعبه‏ی آمال محرومان و حكومت مستضعفان.41

این كشوری كه كشور ائمه‏ی هدی و كشور صاحب الزمان علیه‏السلام است، باید كشوری باشد كه تا ظهور موعود ایشان به استقلال خودش ادامه بدهد ،قدرت خودش را در خدمت آن بزرگوار قرار بدهد كه عالم را ان‏شاءاللّه‏ به عدل و داد بكشد و از این جورهایی كه بر مستضعفان می‏گذرد،جلوگیری كند.42

من امیدوارم كه ما به مطلوب حقیقی برسیم، و متصل بشود این نهضت به نهضت بزرگ اسلامی و آن نهضت ولیّ عصر علیه‏السلام است.43

ما با خواست خدا، دست تجاوز و ستم همه‏ی ستم‏گران را در كشورهای اسلامی می‏شكنیم و با صدور انقلاب‏مان كه در حقیقت، صدور انقلاب راستین و بیان احكام محمدی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است، به سیطره و سلطه و ظلم جهان‏خواران خاتمه می‏دهیم و به یاری خدا، راه را برای ظهور منجی، مصلح كل و امامت مطلق حق، امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ هموار می‏كنیم.44

اگر این جمهوری اسلامی از بین برود، اسلام آن‏چنان منزوی خواهد شد كه تا آخرِ ابد، مگر در زمان حضور حضرت، نتواند سرش را بلند كند.45

تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حكومت ظالمان برای ظهور امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ را مفید و راه‏گشا می‏دانستند. امروز از این كه در گوشه‏ای خلاف شرعی كه هرگز خواست مسؤولین نیست، رخ می‏دهد، فریاد وا اسلاما سر می‏دهند! دیروز حجتیه‏ای‏ها، مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحه‏ی مبارزات، تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه‏ی شعبان را به نفع شاه بشكنند، امروز انقلابی‏تر از انقلابیون شده‏اند.46


8. مهیّا شدن برای ظهور

ما باید در این‏طور روزها و در این‏طور ایام اللّه‏ توجه كنیم كه خودمان را مهیّا كنیم از برای آمدن آن حضرت. من نمی‏توانم اسم رهبر روی ایشان بگذارم، بزرگ‏تر از این است. نمی‏توانم بگویم كه شخص اول است، برای این كه دومی در كار نیست. ایشان را نمی‏توانیم ما با هیچ تعبیری تعبیر كنیم الاّ همین كه مهدی موعود است. آنی است كه خدا ذخیره كرده است برای بشر و ما باید خودمان را مهیّا كنیم از برای این كه اگر چنان‏چه موفق شدیم ان‏شاءاللّه‏ به زیارت ایشان، طوری باشد كه روسفید باشیم پیش ایشان. تمام دستگاه‏هایی كه الآن به كار گرفته شده‏اند در كشور ما، امیدوارم كه در سایر كشورها هم توسعه پیدا بكند. باید توجه به این معنا داشته باشند كه خودشان را مهیّا كنند برای ملاقات حضرت مهدی علیه‏السلام .47



9. اصلاحات مصلح موعود

مكتب ولیّ امر را به آن توجه كنید كه، برای تعلیم و تربیت این انسان است كه از حدّ حیوانیت برسانَدَش به حدّ انسانیت و رشد انسانی پیدا كند و تربیت‏های انسانی پیدا كند و تعلیمات، تعلیمات صحیح باشد.48

ولیّ عصر ـ ارواحنا له الفداء ـ كه او تا ازل احیاء می‏كند دین خدای تبارك و تعالی را.49

دنیا علیل است. سران همه كشورها، الاّ انگشت شمار، نمی‏توانم بگویم این یكی دوتا، سه تا، سران همه‏ی این‏ها، مردم را مسموم كرده‏اند و افكار ملت‏های خودشان را مسموم كرده‏اند و علیل كرده‏اند ملت‏های خودشان را. آن‏قدر تحقیر كرده‏اند از این ملت‏ها، آن‏قدر این‏ها را در فشار اقتصادی قرار داده‏اند و آن‏قدر این بیچاره‏ها زحمت كشیدند و زحمت‏های‏شان را دیگران به غارت بردند، كه علیل شدند. افكارشان از بین رفته است. یكی می‏خواهد كه بیاید احیاء كند این افكار را. و من امیدوارم كه ان‏شاءاللّه‏ حضرت بقیّة اللّه‏ علیه‏السلام زودتر تشریف بیاورند و این طبیب واقعی بشر، با آن دم مسیحایی خود، اصلاح كنند این‏ها را.50

مهدی منتظر در لسان ادیان و به اتفاق مسلمین از كعبه ندا سر می‏دهد و بشریت را به توحید می‏خواند.51

حكومت جور بسته بشود و از بین برود. معروف در كار باشد. منكرات از بین بروند. حضرت صاحب علیه‏السلام ـ ارواحنا فداه ـ هم كه تشریف می‏آورند، برای همین معناست.52

آن كاری كه لشكر امام زمان علیه‏السلام باید بكند، با آن كاری كه لشكر طاغوت می‏كرد، فرق دارد. همان‏طوری كه خود امام زمان علیه‏السلام با طاغوت فرق داشت. آن، حكومت جور بود و این، حكومت عدل. آن، حكومت طاغوت بود و این، حكومت خدا. 53


10. جامعه‏ی پس از ظهور

الف ـ زیبایی‏ها

به ما این وعده را داده‏اند كه، در یك وقتی كه امام زمان علیه‏السلام ظهور كند، این اختلافات از بین می‏رود و همه برادروار با هم هستند. دیگر زورمند و زوركشی در كار نمی‏ماند.54

و لهذا می‏بینید فساد در آن وقت بود و حالا هم هست و تا آخر هم خواهد بود. بله، در زمان حضرت صاحب علیه‏السلام حكومت، واحد می‏شود. قدرت حكومت .... عدالت، یك عدالت اجتماعی در همه‏ی عالم می‏آید، اما نه این كه انسان‏ها بشوند یك انسان دیگر. انسان‏ها همان‏ها هستند كه یك دسته‏شان خوبند، یك دسته‏شان بد. منتها آن‏هایی كه بد هستند، دیگر نمی‏توانند كارهای خلاف بكنند.55

آن‏چه غایت تعلیمات اسلامی است، هم‏زیستی مسالمت‏آمیز در سطح جهان است، كه امید است با تعجیل در ظهور مهدی آخرالزمان ـ ارواحنا فداه ـ حاصل شود. و رسیدن انسان‏ها به كمال و سعادت اخروی است كه خداوند نصیب همگان فرماید.56

ب ـ زشتی‏ها

در حكومت عدل بقیّة اللّه‏ علیه‏السلام هم عدالت جاری می‏شود، لكن حبّ‏های نفسانی در بسیاری از قشرها باقی است و همان حب‏های نفسانی است كه بعضی روایات هست كه حضرت مهدی علیه‏السلام را تكفیر می‏كنند.57

ما نباید توقع داشته باشیم كه، صبح كنیم در حالی كه همه چیز سر جای خودش باشد. در زمان حضرت صاحب علیه‏السلام هم كه ایشان با تمام قدرت می‏خواهند عدل را اجرا نمایند، با این ترتیب نمی‏شود كه هیچ كس حتی خلاف پنهانی هم نكند. و بالاخره همان‏ها هم كه مخالف هستند، حضرت صاحب علیه‏السلام را شهید می‏كنند و در روایات قریب به این معنا دارد كه بعضی فقهای عصر با ایشان مخالفت می‏كنند.58

شما بدانید كه اگر امام زمان علیه‏السلام حالا بیاید، باز این قلم‏ها مخالفند با او.59


11. مفهوم واقعی عدالت

حالا البته این پر كردن دنیا را از عدالت، این را ما نمی‏توانیم بكنیم. اگر می‏توانستیم می‏كردیم. اما چون نمی‏توانیم بكنیم، ایشان باید بیایند. الآن عالم پر از ظلم است. شما یك نقطه هستید در عالم. عالم پر از ظلم است، ما اگر بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم، باید بگیریم. تكلیف مان است. ضرورت اسلام و قرآن، تكلیف ما كرده است كه باید برویم همه‏ی كار را بكنیم. اما نمی‏توانیم بكنیم. چون نمی‏توانیم بكنیم، باید او بیاید تا بكند، اما ما باید فراهم كنیم كار را. فراهم كردن اسباب این است كه كار را نزدیك بكنیم، كار را هم‏چو بكنیم كه مهیّا بشود عالم برای آمدن حضرت علیه‏السلام .60

قضیه‏ی غیبت حضرت صاحب علیه‏السلام ، قضیه‏ی مهمی است كه به ما مسایلی می‏فهماند. مِنْ‏جمله این‏كه؛ برای یك هم‏چو كار بزرگی كه در تمام دنیا، عدالت به معنای واقعی اجرا بشود، در تمام بشر نبوده كسی الاّ مهدی موعود علیه‏السلام كه خدای تبارك و تعالی او را ذخیره كرده است برای بشر. هریك از انبیا كه آمدند، برای اجرای عدالت آمدند و مقصدشان هم این بود كه اجرای عدالت را در همه‏ی عالم بكنند، لكن موفق نشدند. حتی رسول ختمی مرتبت صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم كه برای اصلاح بشر آمده بود و برای اجرای عدالت آمده بود و برای تربیت بشر آمده بود، باز در زمان خودشان موفق نشدند به این معنا. و آن كسی كه به این معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنیا اجرا خواهد كرد نه آن هم این عدالتی كه مردم عادی می‏فهمند ـ كه فقط قضیه‏ی عدالت در زمین برای رفاه مردم باشد ـ بلكه عدالت در تمام مراتب انسانیّت. انسان اگر هر انحرافی پیدا كند؛ انحراف عملی، انحراف روحی، انحراف عقلی، برگرداندن این انحرافات را به معنای خودش، این ایجاد عدالت است در انسان. اگر اخلاقش، اخلاق منحرفی باشد، از این انحراف وقتی به اعتدال برگردد، این عدالت در او تحقق پیدا كرده است. اگر در عقاید، یك انحرافاتی و كجی‏هایی باشد، برگرداندن آن عقاید كج به یك عقیده‏ی صحیح و صراط مستقیم، این ایجاد عدالت است در عقل انسان. در زمان ظهور مهدی موعود علیه‏السلام كه خداوند ذخیره كرده است او را، از باب این كه هیچ كس در اولین و آخرین، این قدرت برایش نبوده است و فقط برای حضرت مهدی موعود علیه‏السلام بوده است كه تمام عالم را، عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد و آن چیزی كه انبیا موفق نشدند به آن، با این كه برای آن خدمت آمده بودند، خدای تبارك و تعالی ایشان را ذخیره كرده است كه همان معنایی كه همه‏ی انبیا آرزو داشتند، لكن موانع، اسباب این شد كه نتوانستند اجرا بكنند و همه‏ی اولیا آرزو داشتند و موفق نشدند كه اجرا بكنند، به دست این بزرگوار اجرا بشود. این كه این بزرگوار را طول عمر داده، خدای تبارك و تعالی، برای یك هم‏چو معنایی، ما از آن می‏فهمیم كه در بشر كسی نبوده است دیگر، قابل یك هم‏چو معنایی نبوده است. و بعد از انبیا كه آن‏ها هم بودند، لكن موفق نشدند، كسی بعد از انبیا و اولیای بزرگ، پدران حضرت موعود علیه‏السلام ، كسی نبوده است كه بعد از این، اگر مهدی موعود علیه‏السلام هم مثل سایر اولیا به جوار رحمت حق می‏رفتند، دیگر در بشر، كسی نبوده است كه این اجرای عدالت را بكند. نمی‏توانسته و این، یك موجودی است كه ذخیره شده است برای یك هم‏چو مطلبی. و لهذا به این معنا، عید مولود حضرت صاحب ـ ارواحنا له الفداء ـ بزرگ‏ترین عید برای مسلمین است و بزرگ‏ترین عید برای بشر است نه برای مسلمین.

اگر عید ولادت حضرت رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بزرگ‏ترین عید است برای مسلمین. از باب این كه موفق به توسعه‏ی آن چیزهایی كه می‏خواست توسعه بدهد، نشد؛ چون حضرت صاحب علیه‏السلام این معنا را اجرا خواهد كرد و در تمام عالم زمین را پر از عدل و داد خواهد كرد. به همه‏ی مراتب عدالت، به همه‏ی مراتب دادخواهی، باید ما بگوییم كه عید شعبان ـ عید تولد حضرت مهدی علیه‏السلام ـ بزرگ‏ترین عید است برای تمام بشر ـ وقتی كه ایشان ظهور كنند ان شاءاللّه‏ (خداوند تعجیل كند در ظهور او). تمام بشر را از انحطاط بیرون می‏آورد. تمام كجی‏ها را راست می‏كند: «یملأ الأرض عدلاً بعد ما مُلِئت جوراً» هم‏چو نیست كه این عدالت همان كه ماها از آن می‏فهمیم، كه نه یك حكومت عادلی باشد كه دیگر جور نكند. آن، این هست اما خیر، بالاتر از این معناست. معنی «یملأ الأرض عدلاً بعد ما ملئت جوراً»، الآن زمین و بعد از این،از این هم بدتر شاید بشود. پر از جور است. تمام نفوسی كه هستند انحرافات در آن‏ها هست. حتی نفوس اشخاص كامل هم در آن، انحرافاتی هست ولو خودش نداند. در اخلاق‏ها، انحراف هست. در عقاید، انحراف هست. در اعمال، انحراف هست و در كارهایی هم كه بشر می‏كند، انحرافش معلوم است و ایشان مأمورند برای این كه تمام این كجی‏ها را مستقیم كنند و تمام این انحرافات را برگردانند به اعتدال كه واقعاً صدق بكند: «یملأ الأرض عدلاً بعد ما ملئت جوراً». از این جهت، این عید، عید تمام بشر است. تمام بشر را ایشان هدایت خواهند كرد ان شاء اللّه‏ و ظلم و جور را از تمام روی زمین برمی‏دارند به همان معنای مطلقش. از این جهت این عید، عید بسیار بزرگی است كه به یك معنا از عید ولادت حضرت رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم كه بزرگ‏ترین اعیاد است، این عید به یك معنا بزرگ‏تر است.61

چه مبارك است میلاد بزرگ شخصیتی كه برپا كننده‏ی عدالتی است كه بعثت انبیا علیهم‏السلام برای آن بود و چه مبارك است زادروز اَبَرمردی كه جهان را از شرّ ستم‏گران و دغل‏بازان تطهیر می‏نماید و زمین را پس از آن كه ظلم و جور، آن را فراگرفته، پر از عدل و داد می‏نماید و مستكبران جهان را سركوب و مستضعفان جهان را وارثان ارض می‏نماید. و چه مسعود و مبارك است روزی كه جهان از دغل‏بازی‏ها و فتنه انگیزی‏ها پاك شود و حكومت عدل الهی بر سراسر گیتی گسترش یابد و منافقان و حیله گران از صحنه خارج شوند و پرچم عدالت و رحمت حق تعالی بر بسیط زمین، افراشته گردد و تنها قانون عدل اسلامی بر بشریت حاكم شود و كاخ‏های ستم و كنگره‏های بیداد فروریزد و آن چه غایت بعثت انبیا علیهم صلوات اللّه‏ و حامیان اولیا علیهم‏السلام بوده، تحقق یابد و بركات حق تعالی بر زمین نازل شود و قلم‏های ننگین و زبان‏های نفاق افكن، شكسته و بریده شود و سلطان حق تعالی بر عالم پرتو افكن گردد و شیاطین و شیطان صفتان به انزوا گرایند و سازمان‏های دروغین حقوق بشر از دنیا برچیده شوند. و امید است كه خداوند متعال آن روز فرخنده را به ظهور این مولود فرخنده هر چه زودتر فرارساند و خورشید هدایت و امامت را طالع فرماید.62


12. فقها؛ حجت امام بر مردم

اسحاق بن یعقوب، نامه‏ای برای حضرت ولیّ عصر علیه‏السلام می‏نویسد و از مشكلاتی كه برایش رخ داده، سؤال می‏كند و محمد بن عثمان عمری ـ نماینده‏ی آن حضرت ـ نامه را می‏رساند. جواب نامه به خط مبارك صادر می‏شود كه ... در حوادث و پیش آمدها به راویان حدیث ما رجوع كنید؛ زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدایم .....63

فقها از طرف امام علیه‏السلام حجت بر مردم هستند.64

ولایت فقیه همان ولایت فقیه رسول اللّه‏ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم است. قضیه‏ی ولایت فقیه یك چیزی نیست كه مجلس خبرگان ایجاد كرده باشد. ولایت فقیه یك چیزی است كه خدای تبارك و تعالی درست كرده است، همان ولایت رسول‏اللّه‏ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم است و این‏ها از ولایت رسول‏اللّه‏ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم هم می‏ترسند.65

روحانیون با هم باید باشند. این‏ها همه لشكر امام زمان علیه‏السلام هستند.66

اگر خدای نخواسته، روحانیونی كه مدعی این هستند كه، الآن نماینده‏ی امام زمان علیه‏السلام در بین مردم هستند، اگر خدای نخواسته از یكی شان یك چیزی صادر بشود كه برخلاف اسلام باشد، این طور نیست كه فقط خودش را از بین برده باشد. این، حیثیت روحانیت را لكه‏دار كرده است.

این‏كه این نماینده، یعنی مدّعای نمایندگی از طرف امام زمان علیه‏السلام و اسلام دارد، نماینده‏ی امام زمان علیه‏السلام اگر خدای نخواسته یك قدمی كج بردارد، این اسباب این می‏شود كه مردم به روحانیت بدبین بشوند. بدبین شدن به روحانیت و شكست روحانیت، شكست اسلام است. آن كه حفظ كرده تا حالا اسلام را، این طبقه بوده و اگر در این طبقه، شخصی یا اشخاصی پیدا بشود كه برخلاف مصالح اسلام خدای نخواسته عمل بكند، جرمی است كه از آدم‏كشی بدتر است. جرمی است كه از همه‏ی معاصی بدتر؛ برای این كه جرم صادر می‏شود از كسی كه آبروی یك روحانیت را از بین می‏برد و آن‏هایی كه غافل هستند از اسلام، گاهی وقت‏ها برمی‏گرداند، این، این‏طور نیست كه وارد شده است كه اگر چنان‏چه عالِم فاسد بشود، عالَم فاسد می‏شود. برای این كه عالِم /نماینده/ به حسب ظاهر، نماینده‏ی امام است.67


13 ـ دعا

خداوندا!.... دعای خیر حضرت بقیّة‏اللّه‏ ـ ارواحنا فداه ـ را شامل حال‏مان گردان.68

امید است آفتاب درخشان اسلام بر جهانیان نورافشاند و مقدمات ظهور منجی بشریت را فراهم آورد.«و ما ذلك علی اللّه‏ بعزیز».69

خداوندا! تلخی این روزها را به شیرینی فرج حضرت بقیة اللّه‏ ـ ارواحنا لتراب مقدمه الفداء ـ و رسیدن به خودت، جبران فرما.70

ما را موفق كند كه به لقای جمال مبارك امام زمان علیه‏السلام موفق بشویم.71

و من امیدوارم كه خدای تبارك و تعالی به ما توفیق بدهد كه، ما بتوانیم به این مقصدی كه مقصد انبیاست، برسیم و ما ان شاءاللّه‏ با هم باشیم و این قافله را با هم به منزل برسانیم و این امانت را به صاحب امانت، رد ك