تبلیغات
ما آخرالزمانیها - آخرین رهاننده
جمعه 22 تیر 1386

آخرین رهاننده

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :مقاله ها ،

آخرین رهاننده

سهیلا صلاحى اصفهانى

از آنجا كه اعتقاد به موعود آخرالزمان فصلى مشترك میان ادیان مختلف است، در این مقاله تلاش شده تا گزارشى كوتاه از باور زرتشتیان در .....

آخرین رهاننده

سهیلا صلاحى اصفهانى

از آنجا كه اعتقاد به موعود آخرالزمان فصلى مشترك میان ادیان مختلف است، در این مقاله تلاش شده تا گزارشى كوتاه از باور زرتشتیان در این خصوص ارائه گردد، باشد كه در پیشگاه حضرت ولى عصر،علیه‏السلام، پذیرفته شود.
در اعتقادات كهن ایران، هستى عمرى دوازده هزارساله دارد كه به چهار دوره سه‏هزارساله تقسیم مى‏شود:
1. سه‏هزار سال نخستین زمانى است كه جهان مینوى است، آفرینش بالقوه است و تنها در اندیشه اهورامزدا وجود دارد.
2. سه‏هزار سال‏دوم زمانى‏است‏كه جهان رنگ مادى به خود مى‏گیرد، آفرینش پاك‏است وآلودگى به آن راه نیافته است.
3. سه‏هزار سال سوم زمانى است كه آفرینش دچار آلودگى مى‏شود و نیروهاى اهریمنى به سرزمین روشنایى مى‏تازند و آمیختگى و كشاكش میان نیكى و بدى درمى‏گیرد.
4. سه‏هزار سال چهارم روزگار جدایى و رهایى است. آفرینش آلوده و آمیخته در این دوران به سوى پیراستگى مى‏گراید تا سرانجام به پاكى آغازین خویش بازگردد.
(1)
Saoshianta به طور خارق‏العاده ظهور مى‏كند.
سنت مزدیسنان حاكى از این است كه این سه منجى، سه برادر از پشت زرتشت هستند كه ایزد « نریوسنگ » ( نئیریوسنگه (Nairyosangha نطفه را حفظ كرده و به ایزدبانو آناهیتا مى‏سپرد. ایزدبانو نطفه را در دریاچه‏«كانسه‏ایه‏» یا «كانسو» (Kansaoya-Kansu) نگهدارى مى‏كند. در آغاز هزاره یازدهم، دوشیزه‏اى از یك خاندان بهروز و پارسا و پرهیزگار در این دریاچه ( هامون) به آب داخل شده واز آن نطفه آبستن مى‏شود و «اوخشیت ارته‏» یا «هوشیدربامى‏» (2)
نخستین موعود و منجى متولد مى‏شود. چون به سن سى‏سالگى رسد، از سوى اهورامزدا برانگیخته شده و به رواج دین مى‏پردازد. براى هر یك از این سوشیانت‏ها، نشانه‏هایى در ظهور نقل است.
از علایم ظهور « هوشیدر » آن است كه خورشید به مدت ده‏شبانه‏روز در میان آسمان بى‏حركت مى‏ماند و به هفت كشور روشنایى مى‏بخشد. آنان كه پاك‏دین و پرهیزگار نیستند، از این شگفتى آن چنان هراسان مى‏شوند كه جان باخته و مى‏میرند و بدین طریق زمین از ناپاكان و بى‏دینان تهى مى‏شود.
در آغاز هزاره دوازدهم، از همان خاندان بهروز پرهیزگار، دوشیزه‏اى به دریاچه هامون اندر شده و از نطفه زرتشت آبستن مى‏شود، كه پسرى مى‏زاید به نام « هوشیدرماه » (3)
. به سى‏سالگى كه رسد، از سوى خداوند برانگیخته مى‏شود و نشانه ظهور وى آن است كه خورشید به مدت بیست‏شبانه روز در میانه آسمان بى‏حركت مى‏ماند. در زمان وى «اژى‏دهاك‏» ( ضحاك) كه در كوه دماوند به زنجیر بسته است، بند گسسته و در زمین به بیداد و ستم مى‏پردازد. پس به فرمان اهورامزدا، گرشاسب از سرزمین زابل رستاخیز كرده و آن ستمگر ناپاك را تباه مى‏كند.
در پایان هزاره دوازدهم، براى سومین بار از خاندان بهروز پارسا، دوشیزه‏اى به آب دریاچه هامون داخل شده و آخرین رهاننده یا «سوشیانت‏» ( استوت - ارته) (4)
موسوم به سوشیانت از وى زاییده مى‏شود. چون به سى‏سالگى رسد، نشانه ظهور، مردم را بشارت مى‏دهد و این نشانه، بى‏حركت ماندن خورشید در میانه آسمان به مدت سى شبانه‏روز است. (5)

در توصیف سوشیانس آورده‏اند كه وى داراى فر كیانى است. غذایش از سرچشمه مینوى است; از پیكرش مانند خورشید چنان فروغ بتابد كه در دورترین كشور روى زمین نمودار باشد; گوئیا با شش چشم جهات ششگانه زمین را مى‏نگرد. او خلایق را كه به گرد وى جمع مى‏آیند به ستایش پروردگار امر مى‏كند. (6)

معاونان و یاران « استوت ارته » پیروزمند نیز با او ظهور كنند، كسانى كه نیك‏اندیش، نیك‏گفتار، نیك‏كردار و به‏دین‏اند. كسانى كه هیچ وقت قولى كه با زبان خویش داده‏اند نشكنند و از مقابل آنان ، عفریت‏خشم نابكار فرار كند، آنان پانزده مرد و پانزده زن هستند كه در نو نمودن جهان از یاران سوشیانت مى‏باشند. اسامى برخى از آنان چنین است: كیخسرو، طوس، گودرز، گرشاسب، نریمان و ... (اسامى زنان در جایى ضبط نشده است) (7)
.
هنگام ظهور آخرین موعود دین زرتشت‏حوادثى اتفاق مى‏افتد كه در زیر به بعضى موارد اشاره مى‏شود:
1. روز نشور فرا مى‏رسد و مردگان برمى‏خیزند.
2. زمین و آسمان از موجودات خود تهى مى‏گردند.
3. انجمنى عظیم براى داورى و حساب كردار بندگان فراهم مى‏آید.
4. درباره هر یك از ارواح گذشته، فرمان یزدانى صادر مى‏شود.
5. فرقه نیكان از زمره بدكاران جدا مى‏شوند.
6. ستاره دنباله‏دارى به نام گوچهر (Gochihr) بر زمین مى‏افتد و شعله‏ور مى‏شود.
7. همه معادن و فلزات گداخته مى‏گردند و چون سیل روان مى‏شوند. آن مایع گداخته براى نیكان چون شیر گرم و ملایم خواهد شد. لیكن بدكرداران و دروغگویان طعمه آن سیل آتشین مى‏شوند.
8. پیكار آخرین بین اهورامزدا و سپاهش با اهرمن و لشكریانش درمى‏گیرد. اهریمن و اتباع او هزیمت نهایى یافته و به آتش فرو مى‏افتند.
9. پس از شكست لشكریان اهریمن، اهریمن تا ابد در ظلمات فرو مى‏رود و زمین صاف و مسطح شده از هر تیرگى پاك مى‏گردد. این حالت را «فرشكرد» (Frashkard) گویند كه به معناى تصفیه و تجدید است.
10. جهانى نو كه جز نیكى و عدالت و راستى در آن حكمفرما نیست‏به وجود مى‏آید. در زمین و آسمان نوین مردان همه به سن چهل و كودكان به سن پانزده با دوستان و خویشاوندان در كمال خوشى و خرمى زندگانى جاوید خواهند كرد و این جهان ابدى و سرمدى است.
چنین است كه پیروان آیین مزدیسنا، منتظران ظهورسوشیانت، نجات‏دهنده موعودند و سروده آن شاعر را گاه و بیگاه زمزمه مى‏كنند كه:
...او به دریاچه هامون گذرى خواهد كرد
طهر عذراست همى
شاهد پاكى او
بار بردارد از آن تخمه پاك
از پس پنجره حسرت و رنج
چشم امید من و یارانم
نگران مولود
تا بر این عرصه بى‏رنگ
برآید ز نهفت
او به گردونه مهر است‏سوار
هان بجنبید ز جا موسم آورد است
خنگ دجال‏كش اكنون به یراق آماده
اهرمن دیو دروج
هم تو پتیاره زشت
راه ظلمت گیرید
مقتدا مى‏آید، مقتدا مى‏آید...
آبها موج شوید
موجها رقص كنید
ابرها گریه كنید
گریه‏ها خنده شوید
خنده‏ها باز شوید
خارها غنچه شوید
غنچه‏ها عشوه كنید
عشوه‏ها راز شوید
رازها عشق شوید
عشقها خو گیرید
مقتدا مى‏آید
مقتدایم سوشیانت
مقتدایم مهدى. r />منبع : سایت سراج