تبلیغات
ما آخرالزمانیها - یک نمونه واقعی از مهرورزی حقیقی
یکشنبه 17 تیر 1386

یک نمونه واقعی از مهرورزی حقیقی

   نوشته شده توسط: ۷۶۷    نوع مطلب :یک نمونه واقعی از مهرورزی حقیقی ،

یک نمونه واقعی از مهرورزی حقیقی

....دومین روزی بود كه در كربلا اقامت داشتیم . نمی توانم بگویم كه چه حالی داشتم ، حالتی بین واقعیت و رویا، هشیاری

یک نمونه واقعی از مهرورزی حقیقی

....دومین روزی بود كه در كربلا اقامت داشتیم . نمی توانم بگویم كه چه حالی داشتم ، حالتی بین واقعیت و رویا، هشیاری و مستی ، خواب و بیداری ، از دیدن آنهمه زیبایی شگفت زده شده بودم ، در همام روزها بود که با فردی آشنا شدم که الحق باید گفت اصل  مهرورزی و عشق ورزیدن را باید از او فرا گرفت . بگذارید تا ماجرای آشنایی خود با این انسان حقیقتا مهرورز را برای شما نقل کنم. ساعت 2 بعداز ظهر بود ،از بین الحرمین گذشتم و وارد حرم ابا عبد الله الحسین علیه السلام  شدم . تصمیم گرفته بودم آنروز در زیر قبه متبركه به نیابت از اموات شیعه چند رکعت نماز زیارت بخوانم ، گوشه ای  از آن مكان مقدس را انتخاب كردم و به قرائت زیارت مشغول  شدم  كه ناگاه صدای  آرام و دلنشینی شنیدم که خطاب به زوار ابی عبدالله با بیان همراه با احترام بسیار و ملاطفتی  آرامشبخش می گفت :

عزیزم ، عزیزمن، لطف کنید و کمی جابجا شوید، شما سر راه زوار ابا عبدالله

نشسته اید .  . . .

برگشتم و به صاحب صدا نگریستم . یكی از خدام حرم حضرت ابا عبدالله بود كه با چهره دلنشین و رفتاری همراه با احترام بسیار محل عبادت زائران را نظافت می کرد. برایم عجیب بود كه این خادم امام حسین چه زیبا و سلیس به زبان فارسی سخن می گوید. صدای آرام و چهره دوست داشتنی این خانم سبب شد که در گفتگو با او از حالات و داستان زندگیش جویا شوم :

نامش ام شهاب ، اصالتا عرب و از اهالی كربلا بود . آنگونه كه او برایم تعریف كرد مدت 20 سال یعنی از آغاز تجاوز صدام ملعون به ایران ، به همراه همسرش از عراق خارج شده و در تهران زندگی می كرده است . جالب اینكه ام شهاب در تمام مدتی كه در ایران بوده در محله تهرانسر سكونت داشته است و به همین دلیل بود كه همانند ایرانیان ، آرام و راحت به زبان فارسی سخن می گفت .

ام شهاب در باره اینکه چه شد که به خدامی حرم ابا عبدالله پذیرفته شد اینگونه تعریف کرد که :

پس از پایان جنگ ، به اتفاق همسرم به كربلا برگشتیم . پس از بازگشت به كربلا ،  هر روزبه زیارت حرم حضرت ابا عبدالله می رفتم واز حضرتش در خواست می كردم مرا به خادمی حرم شریفش بپذیرد .

ام شهاب گفت : با اینكه خدا مصلحت ندانسته كه تا این لحظه به من و همسرم فرزندی عنایت كند اما من از امام حسین چیزی جز توفیق خادمی حرمش را در خواست نمی كردم .

ام شهاب ادامه داد : سه ماه پیاپی از امام حسین درخواست می كردم كه مرا به خادمی خود بپذیرد ، تا اینكه از طریق یكی از دوستان به من خبر دادند كه برای نظافت  بخش قبه متبركه حرم امام حسین علیه السلام به خادمی نیاز دارند . از شوق می خواستم پرواز كنم .آن واسطه گفته بود اگر این خانم مدت سه ماه از پس این  مسوولیت به خوبی برآید به عنوان خادم رسمی حرم امام حسین پذیرفته خواهد شد .

خلاصه ام شهاب از آزمون سه ماهه خادمی حضرت ابا عبدالله بخوبی برمی آید و به عنوان خادم رسمی حرم امام حسین علیه السلام پذیرفته می شود.

البته ماجرا به همین جا ختم نمی شود .

ام شهاب كه افتخار خادمی حرم ابا عبدالله را با دعاهای بسیارو رازو نیازهای شبانه  بدست آورده  بود ، هرگز حاضر نبود كه این شرافت را با امتیازهای  دنیایی عوض كند و به همین دلیل هیچ حقوق و مستمری خاصی   از آستان مطهر حرم امام حسین در یافت نكرد ، زیرا این افتخار با هیچ ارزش دیگری قابل مقایسه نیست . البته باز هم ماجرا به همین جا ختم نمی شد . فردای آنروز یکی از همسفرانم که به حرم ابا عبدالله رفته و او نیز با ام شهاب آشنا بود ماجرای گفتگویش با خانم سیده ای در حرم ابا عبد الله را اینگونه برایم  نقل کرد . بگذارید باقی ماجرا را از زبان همسفرم نقل قول کنم : در گوشه ای از حرم نشسته بودم كه خانمی بدون هیچ مقدمه باب گفتگو را با من باز كرد .او به من گفت که یكی از سادات اهل بیت پیامبر صلوات الله علیه است . سپس  در حالی كه ام شهاب را به من نشان می داد پرسید : این خانم را می شناسی ؟

و زمانی كه با پاسخ مثبت من روبرو شد  ادامه داد :  ام شهاب خادم رسمی حرم اباعبدالله است اما هیچ حقوقی از متولیان حرم دریافت نمی كند و این كار را تنها به عشق مولایش حسین انجام می دهد و با اینكه فرزندی هم ندارد اما هرگز به خود اجازه نداده كه از امام حسین چیزی در خواست كند و با زائران ابا عبدالله نیز با نهایت احترام رفتار می کند.

این خانم سیده ادامه داد :

من در خواب دیده ام كه :

حبیب بن مظاهر نام ام شهاب را در دفتر مخصوص دوستان و یاران  خود ثبت كرده است .

آری اینست اجر كسانی كه برای خدا كار می كنند و اجر اعمال خود را تنها از خدا و اهل بیت پیامبر می خواهند .

اینست پاداش کسانی که خالصانه و بی هیچ شائبه مادی و دنیایی به اهل بیت پاک پیامبر عشق می ورزند.

خوشا به حالت ام شهاب ، خوشا به حالت كه امام حسین دوستت دارد و تو را در فهرست یارانش قرار داده است . كاش ما هم همانند تو باشیم .

 كاش ابا عبدالله به ما هم عنایت فرماید و كاش ما هم مانند تو بتوانیم تنها برای خدا و اهل بیت پاك پیامبر قدم برداریم .

 ان شاء الله......